ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ٤ توطئه قتل پيامبر (ص)
حقّانيت اسلام، به آن گرويدند. كفّار مكّه بسيار تلاش كردند كه آنان را از ايمان به دين جديد باز دارند؛ امّا آنان به گفتار آنها گوش ندادند.
برخوردهاى فيزيكى و درگيرىهاى عملى يهود
اهل كتاب، به خصوص يهوديان، به تبليغات سوء عليه پيامبر اعظم (ص) و جنگهاى روانى اكتفا نكردند؛ بلكه به برخوردهاى فيزيكى و جنگهاى عملى نيز روى آوردند. آنان با اينكه پيمانهايى با پيامبر اعظم (ص) داشتند؛ امّا به اقداماتى همچون حمايت از مشركان، همكارى با آنان، تفرقهافكنى ميان مسلمانان، ايجاد اغتشاش و آشوب در جامعه اسلامى و همكارى با منافقان مدينه دست مىزدند. از همه مهمتر اينكه تصميم به نابودى و از بين بردن اساس اسلام گرفتند، به ويژه در جنگ «احزاب»، بسيار كوشيدند كه كار مسلمانان را يكسره سازند.
يهوديان از اينكه در درون شهر مدينه قرار داشتند، به راحتى مىتوانستند از اين موقعيّت سوء استفاده كنند و امنيّت مسلمانان را بر هم زنند.
١. تحريك دشمنان پيامبر و همكارى با مشركان
پس از اينكه طرحها و نقشههاى يهوديان ناكام ماند و هر روز بيش از پيش اسلام گسترش يافت، بر تعصّب و حسادت يهوديان نيز افزوده شد. بدين روى، يهوديان، كه مستأصل و درمانده شده بودند، همكارى عملى خود را با مشركان بر ضدّ پيامبر (ص) آغاز كردند؛ چنانكه جنگهاى «احد» به دليل تحريك قريش توسط يهوديان «بنى قينقاع»، «احزاب» با تحريك قريش و قبايل اطراف، توسط يهوديان «بنى قريظه» و برخى از درگيرىهاى ديگر به تحريك و هم پيمانى يهوديان انجام گرفت.
يهوديان «بنى قريظه» در جنگ «احزاب» با دشمنان پيامبر (ص) و مشركان همپيمان شدند كه در صورت حمله آنها از خارج، يهوديان از داخل مدينه به مسلمانان حملهور شوند. يهوديان «بنى قريظه» با احزاب همكارى كردند و براى ريشهكن كردن مسلمانان، ١٥٠٠ قبضه شمشير، ٢٠٠٠ نيزه، ٣٠٠ دست لباس جنگى زرهى و ١٥٠٠ سپر و چوب دستى فراهم آوردند.[١]
در ماجراى جنگ «احزاب» بود كه براى پيامبر (ص) خبر آوردند كه «بنى قريظه» پيمانشكنى كردهاند. آن حضرت كسى را فرستاد كه تحقيق كند. او خبر آورد كه آنها دژهاى خود را اصلاح كرده و افراد و حيواناتشان را گرد آوردهاند. پيامبر (ص) افسران برجسته خود، سعد بن معاذ (رئيس اوس)، سعد بن عباده (رئيس خزرج) و اسيد بن حقير را مأموريت داد كه درباره اين مسئله بيشتر تحقيق كنند و اگر مىتوانند با آنها مذاكره نمايند تا از تصميمشان منصرف شوند. آنها صحّت مسئله را كشف كردند. صحابى رسول خدا (ص) يهوديان را به خدا و پيمانى كه بسته بودند، قسم داد؛ امّا كعب فحّاشى كرد و گفت: پيمان را شكسته است و ديگر بر نمىگردد.[٢]
٢. همكارى با منافقان
يهوديان مدينه در مخالفت با پيامبر اعظم (ص) از هيچ كوششى دريغ نمىورزيدند، آنان براى تحقّق اهدافشان، به هر كارى دست مىزدند. يكى از اين تلاشهاى يهوديان در مخالفت با پيامبر اعظم (ص)، همكارىهاى عجيب آنان با منافقان اوس و خزرج بود؛ امّا غالباً پيامبراكرم (ص) توسط وحى از توطئه آنها با خبر مىگرديد. طبق نوشته ابن اسحاق در سيرهاش، قريب يكصد آيه از سوره بقره درباره منافقان و يهوديان نازل شده است.
٣. جنگ و درگيرى با مسلمانان
يهوديان «بنى قينقاع» اوّلين گروه يهودى بودند كه پيمانشكنى نمودند و دست به آشوبهاى اجتماعى زدند و با ايجاد تحريك و آشوب، نظم جامعه اسلامى را بر هم زدند و زمينههاى درگيرى با مسلمانان را فراهم ساختند. در يكى از روزها، زنى عرب به بازار يهود «بنىقينقاع» رفت كه چيزى بفروشد، در دكّان زرگرى منتظر نشست. يهوديان از او خواستند كه نقاب از صورت بردارد. او از اين كار خوددارى كرد. زرگر پنهانى گوشهاى از دامن او را به كمرش بست، وقتى زن مسلمان از جا بلند شد، قسمتى از بدنش نمايان شد و يهوديان به او خنديدند. زن فرياد كشيد و مسلمانان را به كمك طلبيد.
مردى از مسلمانان حمله برد و زرگر را كشت. يهوديان نيز هجوم بردند و آن مسلمان را كشتند. بدين سان، يهوديان زمينه درگيرى با مسلمانان را فراهم مىآوردند. پس از جنگ بدر، توطئههاى يهوديان بنىقينقاع افزايش يافت و پيامبر (ص) را تهديد كردند كه جنگ با مردم مكّه تو را فريب ندهد! آنان مرد جنگ نبودند، ما اگر با تو جنگ كنيم، نشان خواهيم داد كه جنگ چيست![٣] يهوديان بنى قينقاع با اين جملات نابخردانه، بر پيمانشكنى خود صحّه گذاشتند و به طور آشكارا، اعلان نبرد نمودند. يهوديان بنى قريظه نيز پس از پيمانشكنى، تصميم گرفتند به مدينه حمله ببرند. بدين روى، حى بن اخطب را نزد قريش و بنى غطفان فرستادند و دو هزار نيروى جنگى خواستند تا شبانه به مدينه حملهور شوند.
٤. توطئه قتل پيامبر (ص)
يهوديان به پيمانشكنى، ايجاد آشوبهاى اجتماعى و همكارى با مخالفان و دشمنان پيامبر اعظم (ص) اكتفا نكردند و دست به