ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٣ - گفتگو درباره امام مهدى عليه السلام- قسمت نهم
ج) از نظر اين مدرسه و نهادهاى مردمى وابسته به آن، شرايط صلاحيتبراى امامتبسيار سختبود زيرا معتقد بودند كسى لياقت رهبرى دارد كه از همه علماى معاصر عالمتر و داناتر باشد[١] وگرنه او امام نخواهد بود.
د) در راه اين عقيده، بسيارى از مردم جان خويش را فدا كردند و قربانيهاى فراوان دادند. خلفاى آن زمان اين مكتب را- لااقل از نظر فكرى- دشمن خويش مىدانستند و در طول تاريخ، به آزار و اذيت، زندان، شكنجه و قتل آنان پرداختند و صدها تن در سياهچالها با مرگ روبرو شدند. اين قرائن و شواهد مىدهد كه عقيده استوار بسيار گران تمام مىشد[٢] در حالى كه آنان هيچ محركى جز عقيده استوار و نيت پاك نداشتند.
ه) امامانى كه اين تودههاى مردمى، رهبرىشان را گردن نهاده بودند هرگز از مردم جدا نبودند و همچون شاهان در كاخهاى بلند، پنهان نمىشدند بلكه هميشه در كنار مردم و در ميان مردم زندگى مىكردند مگر زمانى كه از طرف حاكمان، زندانى يا تبعيد مىگشتند.
اين حقيقت را ما از ارتباط بسيارى از راويان و محدثان با آنان از مكاتباتى كه با معاصران خود داشتهاند، از ديدارها و مسافرتهايى كه داشتهاند و بالاخره از نمايندگانى كه به اطراف و اكناف جهان اسلام مىفرستادهاند، برداشت مىكنيم. شيعيان و پيروان به حضور آنان مىرسيدند و براى انجام مناسك حج[٣] به مكه مىرفتند و يا در مدينه منوره به زيارت امام خود مىشتافتند.
همه اينها حكايت از ارتباط پيوسته ميان امام و پيروانش از هر طبقه در سراسر جهان آن روز مىكند.
و) دستگاه خلافت، به ائمه، عليهمالسلام، و رهبرى معنوى و فكرى ايشان به عنوان يك خطر بزرگ، مىنگريست و بر اين اساس همه تلاش خود را در راه نابودى اين رهبرى به كار مىبرد و از هيچ آزارى رويگردان نبود و براى حفظ وجوديتخويش، گاه سنگدلى و قساوت را به تمام معنا به نمايش مىگذاشت. دستگيرى، اسارت و تبعيد امامان، عليهمالسلام، هميشگى بود،[٤] با اين كه اين كارها اثر نامطلوبى در روحيه مسلمانان بويژه دوستداران ائمه مىگذاشت و بسيار آزرده خاطر مىگشتند.
حال اگر اين شش نكته مهم تاريخى و واقعى را در نظر بگيريم، چنين نتيجه مىدهد كه امامتخردسال، يك توهم نبوده بلكه واقعيت داشته است. زيرا امام خردسال كه پا به صحنه مىگذارد و