ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٠ - ٢ مشكلات آينده جهان خصوصا جهان غرب
مبتنى بر چارچوب غرب و اروپا وجود داشت، اكنون براى اولين بار در تاريخ، سياستهاى جهانى هم چند قطبى است و هم چند تمدنى (هر يك يا چند قدرت بزرگ متعلق به يك تمدن هستند).
١٦- ٢. در جهان چند قطبى- چند تمدنى، بى ترديد غرب همچنان به صورت فائقه خواهد ماند، ولى قدرت و جذابيت تمدنهاى ديگر در حال افزايش و عكس العمل بر ضد غرب هم در حال شكلگيرى است. ولى در دراز مدت قدرت غرب نسبتبه ديگر تمدنها در حال كاهش است.
١٧. مهمترين منابع بى ثباتى در جهان معاصر عبارتند از:
١٧- ١. در جهان چند مليتى- چند تمدنى، بروز درگيريهاى قومى و قبيلهاى در درون كشورها و جوامع امرى كاملا بديهى است.
١٧- ٢. پويايى موجود در جهان اسلام در زمينه تجديد حيات اسلام كه بنياد گرايى اسلامى صرفا بخش كوچكى از آن است. احياى اسلام واكنشى استبه مشكلات ناشى از نوسازى و تحول اجتماعى، افزايش جمعيت، شهرى شدن مردم و از خود بيگانگى (گسستن از سنتهاى بومى) و نيز واكنشى است عليه قدرت غرب. دولتهاى جوامع اسلامى اغلب ديكتاتور، ظالم، فاسد و غير مشروع هستند، غرب بايد به صورت هماهنگ از عرضه دموكراسى در جوامع اسلامى حمايت كند، دموكراسى مىتواند تاثير مهار كنندهاى داشته باشد.
١٧- ٣. تحولات ژرف جارى در آسياى شرقى كه پوياترين منطقه اقتصادى جهان است و چرخش قدرت از غرب به سمت كشورهاى آسيايى بسيار بديهى است و چين بازيگر اصلى در آسياست و در آينده اين كشور (پس از رشد اقتصادى سريع) گستاختر و توسعه طلبتر و مهاجمتر و امپرياليستتر خواهد شد.[١]
١٨. همچنين هانتينگتون جريانهاى دموكراسى شدن در جهان معاصر و آخرين مراحل آن و تغيير ساختارهاى حكومتى مختلف در نقاط متفاوت جهان و همچنين تغييرات نهادها و سازمانهاى تشكيلدهنده هر يك و ميزان سازگارى آيين كنفوسيوس و اسلام با دموكراسى را بررسى مىكند و رهنمودهايى را نيز براى دموكرات شدن ذكر مىكند و علل ميزان پيشرفت دموكراسى در جوامع را مورد تحقيق قرار مىدهد[٢] كه فعلا به بحث ما مربوط نيست.
پىنوشتها:
[١]. ر. ك: كندى، پال، ظهور و سقوط قدرتهاى بزرگ، ترجمه محمد قائد شرفى و ناصر موفقيان و اكبر تبريزى- تهران، انتشارات و آموزش انقلاب اسلامى، ١٣٧١، صص ٨٨٠- ٨٤٢
[٢]. ر. ك: اكتاويوپاز، مقاله «امپراتورى دموكراسى در سراشيب انحطاط»، ترجمه دكتر غلامعلى سيار، ماهنامه اطلاعات سياسى- اقتصادى، آذر و دى ١٣٧١، شماره ٦٤ و ٦٣، صص ١٣- ٤.
[٣]. ر. ك: به سوى سده بيست و يكم، ترجمه فريدون دولتشاهى، تهران، اطلاعات، ١٣٧٤.
[٤]. ر. ك: احمد سيف، مقاله «بربريت متمدن: ليبراليسم جديد در پايان قرن بيستم»، اطلاعات سياسى- اقتصادى، آذر و دى ١٣٧٤، شماره ١٠٠ و ٩٩، صص ٦٦- ٥٨.
[٥]. اين عبارت احتملا با الهام از خطوط گسل زمين شناختى كه بر اثر تماس و حركات صفحات قارهاى پديد مىآيد و منجر به آتشفشان و زلزله در امتداد آن خطوط گسل مىشود، توسط هانتينگتون به كار برده شده است و از آنجا كه نيروهاى بنيادين و زيرزمينى منجر به تحولات در سطح زمين (جغرافياى طبيعى) مىشود، تعبيرى بليغ و نيكو و بيانگر مقصود وى محسوب مىشود.
[٦]. ر. ك: هانتينگتون و منتقدانش، نظريه برخورد تمدنها، ترجمه مجتبى اميرى، تهران، دفتر مطالعات سياسى بين المللى، ١٣٧٤، صص ٤٥- ٤٩ و نيز مقاله «رويارويى تمدنها»، ترجمه مجتبى اميرى، اطلاعات سياسى- اقتصادى، خرداد و تير ١٣٧٤، شماره ٧٠ و ٦٩، صص ١٠- ٥ و ١٣ و ١١٢.
[٧]. ر. ك: هانتينگتون و منتقدانش، همان، صص ١٠٧- ١٠٤.
[٨]. همان، صص ١١٧- ١١٣.
[٩]. ر. ك: ساموئل هانتينگتون، موج سوم دموكراسى در پايان سده بيستم، ترجمه دكتر احمد شهسا، تهران، انتشارات روزنه، پاييز ١٣٧٣.