ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٢ - پيام غدير
پيام غدير
علىاكبر صادقى
واقعه غدير و خطابهاى كه پيامبر گرامى اسلام در آن روز بر آن گروه عظيم از مسلمانان، القا فرمود، بتواتر نقل گرديده؛ بلكه كثرت طرق و اسناد آن روايت چند برابر حد تواتر است و با گذشت چندين قرن هنوز قطعى بوده و ترديد را به حريم آن راهى نيست و به گفته ضياء الدين مقبلى، دانشمند سنى مذهب:
اگر حديث غدير، مسلم نباشد، هيچ امر مسلمى در اسلام وجود ندارد.[١]
در ميان اهل سنت، صدها دانشمند و مورخ و حافظ حديث و مفسر قرآن و متكلم و حتى اديب و لغوى، حديث غدير را روايت كرده و در كتب خود نوشتهاند. از دانشمندان و مؤلفان متقدم، تا آنجا كه تحقيق و تفحص شده، بيست و شش مجلد كتاب، درباره همين مساله باقى مانده است و از آن جمله:
كتاب «الولايه» تاليف مورخ شهير و مفسر نامدار سنى مذهب، محمد بن جرير طبرى (متوفى ٣١٠ ق) كه ظاهرا نخستين دانشمندى است كه در اين موضوع، كتابى مستقل تدوين كرده و در آن به هفتاد و پنج طريق، حديث غدير را روايت نموده است و به نقل كتاب «معجم الادباء تاليف حموى، ج ١٨، ص ٨٠» نامبرده كتابى ديگر نيز به نام «فضائل على بن ابى طالب» نگاشته است. كتاب «الولاية فى طرق حديث الغدير» تاليف حافظ، ابن عقده همدانى (متوفى ٣٣٣ ق) كه حديث مزبور را با يكصد و پنج طريق نقل كرده است.[٢]
كتاب «طريق حديث الغدير» تاليف ابوطالب، عبدالله بن احمد بن زيد انبارى (متوفى ٣٥٦ ق).[٣]
كتاب ابوبكر محمد بن عمرو بن محمد تميمى بغدادى، معروف به «جعابى» (متوفى ٣٥٥ ق). با يكصد و بيست و پنج طريق.[٤]
علاوه بر اينها كتب و تاليفات بسيارى وسيله دانشمندان شيعه در اين زمينه نگارش يافته و از آن جمله است كتاب بسيار ارجمند «عبقات الانوار» شامل بيست جلد كه دوازده جلد آن، وسيله دانشمند، مورخ و محقق نامدار، «ميرحامد حسين هندى» تاليف گرديده و هشت جلد ديگر، تاليف و تكميل فرزند برومند و عالم اوست.
كتاب قيم «الغدير» در بيست مجلد، تاليف آية الله علامه، شيخ عبدالحسين امينى، قدسسره، كه بحق مىتوان آن را دائرةالمعارف شيعه در موضوع تاريخ اسلام و ولايت علوى دانست. و در همين سده و همين روزگار نيز از محققان و محدثان و مؤلفان اهل سنتبه ذكر حديث غدير و ثبت آن پرداختهاند و از جمله:
احمد زينى دحلان مكب شافعى در كتاب «الفتوحات الاسلامية»
شيخ يوسف بنهانى بيروتى در كتاب «اشرف المؤيد»
سيد مؤمن شبلنجى مصرى در كتاب «نور الابصار»
شيخ محمد عبده در كتاب تفسير «المنار»
عبدالحميد آلوسى بغدادى در كتاب «نثر اللئالى»
شيخ محمد، حبيب الله شنقيطى در