ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٢ - روايت آغاز حكومت مهدى، از ايران
بين آغاز امر زمينهسازى براى دولتحضرت مهدى، عليهالسلام، از سرزمين ايران و بين خروج سفيانى دارد، توجه داشتيد كه جنبش سفيانى صرفا واكنشى است جهت رويارويى با موج فزاينده نهضت اسلامى كه زمينهساز مقدمه قيام آن حضرت است.
روايت: امت پيامبر و حكومت مردى از اهل بيت
روايتى را كه ابو بصير از امام صادق، عليهالسلام، نقل كرده نيز از جمله روايات در اين زمينه است، حضرت فرمود:
اى ابو بصير امت پيامبر، صلىاللهعليهوآله، تا زمانيكه خاندان فلان بر مسند حكم هستند هيچگاه به گشايشى نخواهند رسيد تا آنكه فرمانروايى آنان منقرض شود، با تمام شدن آن، خداوند آن را به مردى از اهل بيت ارزانى مىدارد كه روش او بر اساس تقوى و عمل وى هدايتگر مردم است. در مقام قضاوت و حكم بر مردم، اهل رشوه نيست. به خدا سوگند من او و نام او و پدرش را مىدانم آنگاه، آن مرد تنومند و كوتاه اندام كه داراى علامتخال بر صورت و دو نشانه ديگر بر پوستبدن دارد مىآيد، او پيشوايى عادل است كه حافظ و نگاهبان آنچه كه نزد او وديعه گذاشته شده است مىباشد، دنيا را پر از عدل و داد مىنمايد آنگونه كه بدكاران آن را پر از ظلم و جور كردهاند.[١]
اين روايت قابل توجهى است ولى متاسفانه بخش پايانى آن ناقص است، اين روايت را صاحب بحار از كتاب «اقبال» سيد بن طاوس نقل كرده است كه صاحب اقبال در كتابش ص ٥٥٩ بيان داشته است كه اين روايت را در سال ٣٦٢ در كتاب «ملاحم» بطائنى ديده است و از آن كتاب اين روايت را نقل كرده اما ناتمام، و در پايان گفتارش گفته است «سپس تمام روايت را نقل كرده است» حال آنكه كامل نقل نكرده است، بطائنى از ياران امام صادق، عليهالسلام، بوده و نسخه كتاب وى ناياب است البته ممكن است در كتابهاى خطى ناشناخته در اطراف و اكناف كشورهاى اسلامى در كتابخانهها وجود داشته باشد.
روايت دلالت دارد كه سيد بزرگوارى از ذريه اهل بيت، عليهمالسلام، پيش از ظهور حضرت قائم، عليهالسلام، حكومت مىكند و مقدمات دولت آن حضرت را فراهم مىنمايد، مردم را متوجه تقوا و پرهيزكارى مىنمايد و طبق احكام اسلام عمل مىكند، وى اهل سازش و رشوه گيرى نيست، اين سيد كه ذكر آن در روايت آمده احتمال دارد مراد از او امام خمينى باشد.
اما جمله خاندان فلان كه امام فرمود: «تا زمانيكه خاندان فلان بر سر كار باشند» ملازمه ندارد كه مراد از آنها بنى عباس باشند آنگونه كه سيد بن طاوس فهميده است، همينطور در ساير رواياتى كه امامان، عليهمالسلام، در آنها تعبير به