ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٤ - اشاره
عذاب الهى شد از اسراف كنندگان مىداند و از او به عنوان مسرف ياد مىكند:
«وَإِنَّ فِرْعَوْنَ لَعالٍ فِي الْأَرْضِ وَ إِنَّهُ لَمِنَ الْمُسْرِفِينَ؛[١] به درستى كه فرعون برترى جويى كرد در زمين و او از گزاف كاران بود.»
و مىفرمايد:
«وَلَقَدْ نَجَّيْنا بَنِي إِسْرائِيلَ مِنَ الْعَذابِ الْمُهِينِ. مِنْ فِرْعَوْنَ إِنَّهُ كانَ عالِياً مِنَ الْمُسْرِفِينَ؛[٢] ما فرزندان اسرائيل را از عذاب خوارى آور رها ساختيم. از عذاب و آزار فرعون كه او برترى جو و از گزاف كاران بود.»
نابودى اسراف كاران وازاندازه گذراندگان سنّت الهى است. اين قانون فراگير و دايره شمول آن گسترده است. هر قوم ملّت و گروهى كه پيام حق را نشنود و سر به فرمان خدا ننهد و نعمتها و آلاء خداوند بى محابا و بى قاعده و تراز مصرف كند و از آنچه در اختيارش قرار داده شده به گزاف بهره برد نابود مىشود.
٣. تنآسايى: تمدّنها، جامعههاى قوى و ريشه دار با تلاشها، سختكوشىها و از خود گذشتگىهاى انسانهاى قانع، صرفهجو و از تن آسايى به دور پا مىگيرند، سر به آسمان مىسايند، دامن مىگسترند، ريشه به اعماق مىدوانند و در برابر تندباد حادثه بسان كوه ثابت و استوار مىمانند.
هيچ تمدّنى، هيچ حركت بزرگ تاريخى دگرگونى آفرين و سرنوشت سازى، هيچ نوآورى، ابتكار و آفرينندگى از ميان مردم فرو رفته در ناز و نعمت و با بدنهاى نازك و لطيف سر بر نياورده است.
در طول تاريخ هركجا جامعهاى شكل گرفته و انسانهايى به عزّت و اقتدار و سربلندى و تمدّن درخشان و جامعهاى پويا رسيدهاند در سايه تلاش و رنج بوده است.
تمدّن اسلامى در پرتو تلاش مردان پولادين اراده پديد آمد و سالها پوييد. روشن است كه براى حفظ اين تمدّن بىنظير تلاش و مجاهدت لازم است.
قرآن پديده كامكارى، تنآسايى و نازپروردگى را پديدهاى شوم براى جامعههاى انسانى مىداند و خطرى بزرگ براى عزّت و اقتدار آنان.
كامكاران و تنآسايان زمينه را براى هرگونه ذلّت و خوارى و پستى و فرومايگى جامعه آماده مىسازند.
قرآن كريم در اين باره مىفرمايد:
وَ ما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَذِيرٍ إِلَّا قالَ مُتْرَفُوها إِنَّا بِما أُرْسِلْتُمْ بِهِ كافِرُونَ؛ ما به هيچ شهر آگاه كننده و بيم دهنده نفرستاديم مگر آنكه تن آسايان و به ناز پروردگان آنجا گفتند: ما به آنچه شما فرستاده شدهايد كافريم.»
٤. پاى بندى به انديشههاى كهنه: تمدّنهاى بزرگ انسانى در پرتو انديشههاى نو بالنده و شكوفان و خردورزىها پاگرفته، باليده و به شكوفه نشستهاند.
انديشههاى نو و فرهنگهاى زنده، پديدآورنده تمدّن و گرداننده