ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٣ - ٢ اضطرار چيست؟ مضطرّ كيست؟
- آيا در آن حالت قلبت به چيزى مرتبط نشده كه قدرت داشته باشد تا تو را از اين مهلكه نجات دهد؟
- بله.
حضرت فرمودند: اين همان خدايى است كه بر نجات و فرياد رسى قدرت دارد، در جايى كه هيچ نجات دهنده و فرياد رسى نيست.[١]
اين از ويژگىهاى انسان است كه هنگام گرفتارى به ياد خدا مىافتد و در همه حال او را صدا مىزند؛ اگر چه ممكن است بعد از رفع مشكل، دوباره خدا را فراموش كند.
«وَإِذا مَسَّ الْإِنْسانَ الضُّرُّ دَعانا لِجَنْبِهِ أَوْ قاعِداً أَوْ قائِماً، فَلَمَّا كَشَفْنا عَنْهُ ضُرَّهُ، مَرَّ كَأَنْ لَمْ يَدْعُنا إِلى ضُرٍّ مَسَّهُ ...[٢]؛
وهنگامى كه به انسان ناراحتى برسد، ما را در حالى كه به پهلو خوابيده، يا نشسته يا ايستاده است، مىخواند. امّا هنگامى كه ناراحتى او را برطرف كرديم چنان مىرود، مثل اينكه هرگز ما را براى حلّ مشكلى كه به او رسيده، نخوانده است.»
ناسپاسان مستكبر نيز در گرفتارىها، در حالى كه با اخلاص، خدا را مىخوانند با خود عهد مىبندند كه در صورت نجات، شكرگزار خدا باشند.
«... حَتَّى إِذا كُنْتُمْ فِي الْفُلْكِ وَ جَرَيْنَ بِهِمْ بِرِيحٍ طَيِّبَةٍ وَ فَرِحُوا بِها، جاءَتْها رِيحٌ عاصِفٌ وَ جاءَهُمُ الْمَوْجُ مِنْ كُلِّ مَكانٍ وَ ظَنُّوا أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ، دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ، لَئِنْ أَنْجَيْتَنا مِنْ هذِهِ لَنَكُونَنَّ مِنَ الشَّاكِرِينَ. فَلَمَّا أَنْجاهُمْ إِذا هُمْ يَبْغُونَ فِي الْأَرْضِ بِغَيْرِ الْحَقِّ ...[٣]؛
... تا اينكه زمانى كه در كشتىهاقرار گرفتيد و بادهاى ملايم آنهارا حركت داد و ايشان به آن خوشحال شوند، [ناگهان] طوفان شديدى مىوزد و موج از هر سو به طرف آنهاآيد و يقين پيدا كنند كه در محاصره آن قرار گرفتهاند، در اين هنگام با اخلاص در دين، خدا را مىخوانند كه اگر ما را نجات دهى از سپاسگزاران خواهيم شد، پس چون آنان را رهانيد، ناگهان در زمين به ناحق سركشى مىكنند.»
در اين حالت حتّى مشركان نيز از بتهاقطع اميد مىكنند و فقط به خدا پناه مىبرند؛ هر چند كه بعد از رهايى از گرفتارى دوباره به شرك رو آورند.
«فَإِذارَكِبُوا فِي الْفُلْكِ دَعَوُا اللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ فَلَمَّا نَجَّاهُمْ إِلَى الْبَرِّ إِذا هُمْ يُشْرِكُونَ؛[٤]
هنگامى كه سوار بر كشتى شوند با اخلاص در دين، خدا را مىخوانند، امّا وقتى خداوند آنهارا به سوى خشكى رساند و نجاتشان داد، در اين هنگام مشرك مىشوند.»
آرى، هنگامى كه امواج بلاها، سختىهاو حوادث دردناك، انسان را احاطه كرد و دست او از همه جا كوتاه شد، حجابهايى كه جان او را فرا گرفته بود، كنار مىرود و با تمام وجود خدا را مىبيند و با اخلاص فراوان او را مىخواند، امّا پس از رفع گرفتارىها، دوباره پردههاى غفلت سراسر وجود انسان را فرا مىگيرد، به همين دليل، خداوند در بعضى مواقع به مردم سختىهايى مىدهد تا به درگاه او روى آورند و تضرّع كنند.
«وَما أَرْسَلْنا فِي قَرْيَةٍ مِنْ نَبِيٍّ إِلَّا أَخَذْنا أَهْلَها بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَضَّرَّعُونَ؛[٥]
در هيچ شهر و آبادى پيامبرى نفرستاديم، مگر اينكه اهل آن را به سختىهاو دردهادچار كرديم، شايد تضرّع كنند.»
خداوند متعال در آيهاى ديگر از «قرآن» پس از بيان همين نكته، كسانى را كه بر اثر سختىهاتربيت نشدهاند، توبيخ كرده و مىفرمايد:
«وَلَقَدْ أَرْسَلْنا إِلى أُمَمٍ مِنْ قَبْلِكَ فَأَخَذْناهُمْ بِالْبَأْساءِ وَ الضَّرَّاءِ لَعَلَّهُمْ يَتَضَرَّعُونَ؛ فَلَوْ لا إِذْ جاءَهُمْ بَأْسُنا تَضَرَّعُوا وَ لكِنْ قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَ زَيَّنَ