ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - درگيرى هاى روحى و روان شناسان
سرايت كرده است. در يك مطالعه ٥ ساله بر روى ٧٢٢ كودك، نتيجهگيرى شد كه انواع گوناگون تهاجمها، درگيرى با والدين، دعوا و بزهكارى، همه، رابطه مستقيم با ميزان برنامههاى خشونت آميز در تلويزيون دارند.
مطالعات بلندمدّت، بيشتر نگرانكننده هستند. لئونارد ايدون، استاد روانشناسى دانشگاه «ايلينويز»، كودكانى را در سنّ هشت سالگى و همان كودكان را در سنّ ١٨ سالگى مطالعه كرده است. او متوجّه شد كه عادتهاى نهادينه شده توسط تلويزيون در سنّ ٨ سالگى كودكان، بر رفتار تهاجمى آنهادر سراسر دوران كودكى و بلوغشان تأثير مىگذارد. هر قدر بچّههابرنامههاى خشنترى را در سال سوم دبيرستان ترجيح دهند، رفتار خشنترى براى آنهاهم در آن زمان و هم ١٠ سال بعد از آن، در پى خواهد داشت. بنابراين او نتيجهگيرى نمود كه تأثير خشونت تلويزيونى بر رفتار تهاجمى، رو به افزايش است.
٢٠ سال بعد، ارون و روول هيوزمن دريافتند كه اين روند ادامه پيدا كرده است. او و دستياران محقّقش متوجّه شدند، كودكانى كه در سنّ ٨ سالگى ميزان قابل توجّهى خشونتهاى تلويزيونى را نگاه مىكنند، در سنّ ٣٠ سالگى، همواره تمايل بيشترى به ارتكاب جرايم خشونتآميز يا شركت در بدرفتارى عليه كودكان و همسرانشان دارند. آنهانتيجهگيرى كردند كه مشاهده خشونتهاى تصويرى تلويزيون، يكى از علل رفتارهاى تهاجمى، جرم و خشونت در جامعه است. خشونتهاى تلويزيون، بچّههاو جوانان را در تمام سنين از تمام طبقات اقتصادى و از هر طبقه هوشى، تحت تأثير قرار مىدهند. همان طور كه قبلًا هم گفتيم، در سال ١٩٩٨ م. نزديك به هزار پژوهش مطالعاتى به «كالج آمريكايى روانشناسى فورنسيك» فرستاده شده است كه برخى از اثرات شرح داده شده در اين نوشته را به طور مستند ثابت مىنمايد. تصاوير خشن در تلويزيون، روى بچّههابه روشهاى نامطلوبى تأثير مىگذارد و ما بايد نگران اين تأثيرات باشيم. در ادامه، ما به تأثيرات روانشناختى ديگرى از تلويزيون اشاره مىكنيم.
درگيرىهاى روحى و روانشناسان
تلويزيون بخشى از زندگى ماست كه غالباً در مورد اثرات ظريف و تدريجى آن آگاه نيستيم. تقريباً در هر خانهاى يك دستگاه تلويزيون وجود دارد (٩٨ درصد از تمام خانههاى آمريكا).
من افراد زيادى را ديدهام كه به من گفتهاند، تلويزيون نگاه مىكنند و در عين حال تلويزيون هيچگونه تأثيرى بر جهانبينى يا رفتارشان نداشته است. با وجود اين، انجيل به ما مىآموزد كه انسان همانگونه است كه در قلب خود مىانديشد». آنچه كه ما مىبينيم و درباره آن فكر مىكنيم؛ بر اعمال ما تأثير مىگذارد و شواهد روانشناختى فراوانى وجود دارد كه ثابت مىكند، تماشا كردن تلويزيون، بر جهانبينى ما تأثير مىگذارد.
جرج گربنر و ترى گراس كه در دهه ١٩٧٠ م. در مدرسه ارتباطات «اننبرگ» كار مىكردند، به اين نكته رسيدند كه تماشاگران افراطى كه خيلى زياد تلويزيون نگاه مىكنند، دنياى واقعى را خطرناكتر و ترسناكتر از كسانى مىبينند كه خيلى كم تلويزيون نگاه مىكنند. تماشاگران افراطى تلويزيون، به همشهريان خود كمتر اعتماد مىكنند و از دنياى واقعى هراس بيشترى دارند ... آنهاتماشاگران افراطى را افراد بالغى مىدانند كه به طور ميانگين در هر روز، چهار ساعت يا بيشتر تلويزيون نگاه مىكنند. تقريباً سيزده درصد آمريكايىهادر اين گروه قرار مىگيرند.
گربنر و گراس دريافتند كه خشونت در ساعات پر بيننده تلويزيون، در ايجاد ترس تماشاگران افراطى نسبت به خطرات دنياى واقعى مبالغه مىكند. به عنوان مثال، تماشاگران افراطى، تمايل كمترى به اعتماد داشتن به ديگران نسبت به تماشاگران معمولى دارند. همچنين تماشاگران افراطى تلويزيون، در ميزان احتمال اينكه قربانى يك جرم خشونتآميز واقع شوند، افراط مىورزند.
اگر اين مسئله در مورد افراد بالغ صادق باشد، تصوّر كنيد، خشونتهاى تلويزيونى چطور درك كودكان را نسبت به دنيا تحت تأثير قرار مىدهد؟ گرنبر و گراس مىگويند: فرض كنيد در سنّ دوازده سالگى، روزانه شش ساعت را در يك سينماى محلّى