ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣١ - علما و ديدار با امام در مسجد سهله
يك محراب دارد و بر محراب آن پنجرهاى برنزى است كه عمر آن متجاوز از صد و پنجاه سال نيست. آن پنجره بدون تزئين و نوشتار است و اطراف اين پنجره، دو دعاى مشهور (دعاى زيارت مقام) وجود دارد، داخل ساختمان مقام كه بزرگترين مقام مسجد است، دو سالن بزرگ براى نماز و نيايش است. يكى در بخش شمالى كه خاصّ مردان است و ديگرى در سمت راست كه خاصّ زنان است. سيّد محمّد مهدى بحرالعلوم در سال ١١٨١ ق. ساختمان مقام امام مهدى (ع) را بنا نهاد، پس از آن در دوران ايشان چندين مرتبه اين مقام بزرگتر شد. پس از آن اين ساختمان تخريب شد و ساختمان جديدى براى اين مقام بنا نهاده شد.
در اواخر سال ١٣٩٤ ق. حاج عبدالمنعم ناصر مرزةالاسدى ساختمان جديدى به جاى آن بنا ساخت.
در سال ١٣١٥ ق. حاج محمّد رشاد ناصر مرزه الاسلامى، ساختمان قبلى را تخريب كرد و مقام را گسترش داد و مساحت آن به ششصد متر رسيد و ساختمان كنونى همان ساختمان است.
شب چهارشنبه و مسجد سهله
سيّد بن طاووس گفته است: اگر خواستى به مسجد سهله بروى، ميان مغرب و عشا در شب چهارشنبه برو؛ زيرا اين زمان از زمانهاى ديگر برتر است.[١]
شيخ محمّد حسن، صاحب «الجواهر» متوفى سال ١٢٢٦ ق. سنّت رفتن به مسجد سهله در شب چهارشنبه هر هفته را پايهگذارى كرد. در شرح حال شيخ آقا بزرگ تهرانى آمده است كه ايشان مدّت چهل سال با پاى پياده در شبهاى چهارشنبه از «نجف» به «مسجد سهله» ميرفتهاند، حتّى هنگامى كه پشتشان خميده شده بود، همچنان به اين مسجد ميرفتهاند. علّامه نورى در كتاب «جنّةالمأوى» نوشته، مردى صالح و ديندار گفت: از اهل معرفت بسيار ميشنيدم كه ميگفتند: استجاره در مسجد سهله بايد چهل چهارشنبه متوالى باشد تا بتوان امام منتظَر را ديد و من اين كار را انجام دادم و موفّق به ديدار ايشان شدهام و بارهااين را تجربه كردهام. سپس اين شخص داستان تشرّف خود به خدمت امام زمان (ع) در مسجد سهله و رفتن با ايشان به مسجد كوفه را بيان كرده است.[٢]
سيّد رضوى در كتابش «التّحفة الرّضويه» در باب كسانى كه به ديدار امام در بيدارى مشرّف شدهاند، ميگويد: اين چيز معروفى در نجف است و مسجد سهله حتّى يك هفته از كسانى كه ايمان به اين غايت شريف دارند، خالى نيست و تنهاكسانى كه بختشان بلند است، به آن ميرسند. كسانى كه ايشان را در اين مسجد ديدهاند، حكايتهاى زيادى نقل كردهاند كه بخشى از آن در كتاب «جنّة المأوى» آمده است. در اين كتاب از سيّد بن سيّد باقر قزوينى نقل شده كه:
با پدرم در حال رفتن به مسجد بوديم، زمانى كه نزديك مسجد شديم، به پدرم گفتم: اين سخن كه مردم ميگويند هر كس چهل چهارشنبه به مسجد سهله بيايد، امام مهدى را ميبيند، به نظر من بياصل و اساس است. پدرم پس از شنيدن اين سخن، خشمگينانه رو به من كرد و گفت: چرا؟ تنهابه اين دليل كه تو ايشان را نديدهاى؟ يا به اين دليل كه هر چيز كه چشمانت آن را نديده باشد، بى اصل و اساس است؟ پدرم زياد با من سخن گفت تا آنكه از گفته خود پشيمان شدم. سپس با هم وارد مسجد شديم، كسى در مسجد نبود. زمانى كه پدرم وسط مسجد بود برخاست تا دو ركعت نماز استجاره بخواند، مردى از سمت مقام امام حجّت (ع) پيش آمد، از كنار پدرم گذشت و به او سلام كرد و با او مصافحه كرد. پدرم به من نگاه كرد و گفت كه اين مرد كيست؟ گفتم: آيا او مهدى است؟ گفت: پس چه كسى است؟ پس به دنبال او دويدم. امّا او را نه در داخل مسجد و نه خارج از آن نيافتم.[٣]
علما و ديدار با امام در مسجد سهله
شمارى از علما، مشرّف به ديدار امام شدهاند و نام آنهادر كتابهاآمده است.
علاوه بر اينهاعلما و اشخاص زيادى مشرّف به ديدار ايشان شدهاند، امّا اطّلاعات چندانى از حكايات ديدار آنهادر دست نيست. علّامه نورى برخى از آنهارا در كتاب «النّجم الثّاقب» آورده است.
در پايان به ذكر دو حكايت ديدار بسنده ميكنيم.
١. شيخ احمد صد تومانى نقل كرده: