ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - عصر ظهور، عصر حيات طيبه
عالم به سوى خداست و كلّ جامعه بشرى را رشد مىدهد و تهذيب مىكند و قدم به قدم ظرفيت پاكسازى كلّ جامعه بشرى را دارد، حادثه عاشوراست. اين ابتلا از يك سو تصرّف تاريخى نبىّ اكرم (ص) و سيدالشّهدا (ع) براى هدايت تاريخ و براى عبور دادن جامعه بشرى از مراحل شرك تا به مرحله توحيد است و از سوى ديگر اين ابتلاى عظيمى است كه انسان را سير مىدهد و تدريجاً جامعه مؤمنين را با اين بلا درگير مىكند تا مدارج سلوكشان اتفاق مىافتد.
همانطور كه اوّلين حلقههاى كه بر محور سيدالشهدا (ع) جمع شدند مهمترين مرحله قربشان، مرحلهاى بود كه حضرت آنها را شريك در بلاء خودش كرد. آنها مراحل قبل را پشت سر گذاشته بودند، يعنى بيشتر از دنيا را مىخواستند و با خواستن بيشتر از دنيا يعنى فراغت و زهد، تدريجاً به معرفت به ولى خدا و محبت به ولى خدا رسيده بودند، و اين بود كه آنها را از راههاى دور به حضور حضرت كشانده بود، امّا آنچه بيش از هر چيز اينها را آماده كرد تا توانستند به مقام سبقت و قرب برسند اين است كه سيدالشهدا (ع) آنها را با بلاى خودشان شريك كردند و اين آخرين مرحلهاى بود كه نصيبشان شد.
در سيرى كه انسان به طرف خداى متعال دارد ديگرى است كه او را مىبرد. هدايت از آن طرف مىآيد، رشد و نور از آن طرف مىآيد، مؤمن حدّاكثر كارى كه مىكند اين است كه اين رشد را مىپذيرد و جذب مىكند. اين طور نيست كه رشد را خود مؤمن براى خودش ايجاد كند اين سيرى كه اولياى خدا داشتهاند از معصومين گرفته تا مادون، همه برمىگردد به هدايت خداى متعال. البته در عالم مادون، همه درجات وفا و فداكارى، در اتصال مؤمنين به انبياء و اولياء و معصومين (ع) است، ريشهاش در سرپرستى و هدايت آنهاست. يعنى اگر ما الآن گرد شمع وجود سيدالشّهداء (ع) جمع مىشويم، واقعاً هدايت از آن طرف مىآيد كه ما را جذب مىكند؛ درجات نزديكى ما و درجات محبت ما با هدايت باطنى خود سيدالشهداء اتّفاق مىافتد، هنر ما اين است كه اين هدايت را مىپذيريم و متولّى هستيم و راه خود را از راه حضرت جدا نمىكنيم. حضرت اباعبدالله براى صحنه عظيم عاشورا ياران خود را خيلى پالايش كرده بودند، اين جمع محدود را گزينش كرده بودند، آنها را از ديرباز آماده كرده بودند، طبق عهدشان با خداى متعال از يكيك آنها مراقبه كرده بودند. اينكه اينها اجابت كردند آمدند، شبههها فتنهها تهديدها تطميعها از همه مهمتر آن فضاى تاريك و ظلمانى نتوانست اينها را زمينگير بكند با هدايت سيدالشّهداء (ع) بود؛ ولى مهمترين مرحله عنايت سيدالشّهدا به آنها كه موجب شد بتوانند آن سختى روز عاشورا را پشت سر بگذارند شريك كردن آنها در بلاى حضرت بود.
ابتلاى عظيمى كه در باطن عاشورا بود براى هر كسى مشهود نيست، آن صفآرايى سنگين كه مىخواست به هر نحو ممكن در جبهه حق ترديد و تزلزل ايجاد كند و آن استوارى و استقامت كه كانون روشنايى تاريخ و هدايت تاريخ است موضوع كوچكى نيست. عاشورا روزى بود كه شيطان تمام هستى و توان خود را به ميدان آورده بود تا در درگيرى با سيدالشهداء (ع) حضرت را زمينگير كند. همه جنود جهل را آورده بود. چه بسا شيطان از طريق تحريك يك فاسق، مؤمن را از مسير بيرون مىعكند. واقعاً آن ظلم و ستمى كه روز عاشورا اتّفاق افتاد مىتوانست كارى كند كه اصحاب حضرت را از مسير عدل بيرون ببرد؛ ولى آنها ذرّهاى از آن راهى كه سيدالشهداء برايشان در نظر گرفته بود عدول نكردند. تمام خوبىها و جلوه تمام يك جامعه موحّد در روز عاشورا ظهور پيدا كرد، همه آنها با خشوع سيدالشّهداء در مقابل خداوند متعال خاشعاند و در مقابل اين بلاى عظيم خداوند صبر داشتند. آن چيزى كه اينها را به اين صبر جميل، اين فداكارى، سبقت، وفاء، خشوع وخضوع كشاند چيزى جز عنايت حضرت و شريك كردن اينها را در بلاى خودش نبود. من احساس مىكنم آنچه در شب عاشورا اتفاق افتاد وحضرت در آخرين مرحلهاى كه اينها امتحان دادند و استقامت كردند و ماندند، به ايشان عنايت كردند همين شريك شدن در بلا بود. آنها آن ابتلاى عظيم سيدالشّهدا (ع) را در ظرف خودشان احساس و شهود كردند، اين به آنها بىتابى داده بود و با تمام وجود تلاش مىكردند به گونهاى عمل كنند كه ذرهاى از زحمت سيدالشّهداء بكاهند، ذرهاى از اين غبار اندوه را از چهره سيدالشهداء (ع) بردارند بايد اين حالت تدريجاً بر محور سيدالشّهداء در عصر ظهور اتفاق بيفتد تا همه جامعه شيعه و جامعه بشرى را از ضلالتها و تاريكىها عبور دهد و وارد عصر ظهور كند. اين است علت اينكه حادثه عظيم و بلاى عظيم سيدالشّهداء (ع) يك حادثهزنده و پايدار است.
عاشورا هر سال جوشش دارد، جريان رو به پيش است يك حركت دورى نيست كه هر سال تمام شود و سال ديگر به همان نقطه قبلى برگردد و ما قرارداد كنيم كه آن حادثه را از نو يادآورى كنيم. حقيقت عاشورا