ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٤ - «مهاتما بده» و امام حسين (ع)
پيامبرانى كه دست به دامن امام حسين (ع) شدند
در لوح نقرهاى كه با حاشيه جواهرات گرانبها، مرصع در وسطش خطوطى به حروف طلايى نگارش يافته بود، در جنگ جهانى اوّل (١٩١٦ ميلادى) به وسيله سربازان انگليسى در چند كيلومترى بيت المقدس- كه مشغول سنگرگيرى و حمله بودند- در دهكده كوچكى به نام «اونتره» كشف گرديد كه بعد از ترجمه و بررسى در سوم ژانويه (١٩٢٠) معلوم شد كه اين لوح مقدسى است به نام «لوح سليمانى» و سخنانى از حضرت سليمان را در بر دارد كه به الفاظ عبرى قديم نگارش يافته است كه ترجمه لوح سليمانى بدين قرار است:
پيامبر اكرم (ص) كه درود و سلام خدا بر او و خاندانش باد، فرمودند: «حسين جانم! تو جان عالم هستى». آرى، حسين (ع) فرزند على و فاطمه، عصاره هستى و جان عالم آفرينش مىباشد و پروردگار منان با آفريدن او كه تمام مظاهر و آثار شگفتىها و شايستگىها و بايستگىهاى عالى و متعالى انسان كامل است، همه ارزشها و برجستگىها را است متجلى ساخت.
توبه حضرت آدم (ع) ابوالبشر
«فتلقّى آدم من ربّه كلماتٍ فتاب عليه». آدم وقتى با وسوسه شيطان از بهشت بيرون رفت و از آن مرتبه الهى نزول كرد، خداوند متعال كلمات و اسماى خمسه معصومين را به وى القا كرد و اين كلمات به قلب آدم رسيد (اسماء طيبه و خمسه: محمد و على، فاطمه، حسن وحسين- كه درود و سلام بى پايان خداوند بر آنان باد- است) خداوند متعال به بركت اين اسامى و وجود مقدس آنان، از غفلت و قصور آدم درگذشت.
استغاثه حضرت يوسف (ع) بر امام حسين (ع)
در آن هنگام كه برادران يوسف او را به چاه انداختند، در اعماق چاه جبرئيل به يوسف فرمود: براى نجات خود توسل به اين ذوات مقدس پنج تن بنما كه همانا «محمد، على، فاطمه، حسن و حسين»- صلوات الله عليهم اجمعين- مىباشند.
پس حضرت يوسف چنين نمود و خداوند متعال موجبات نجات و خلاصى او را فراهم ساخت.
«مهاتما بده» و امام حسين (ع)
عظمت، شخصيت، تحمل مصائب و سختىهاى امام حسين (ع) را نه تنها انبياى الهى و فرشتگان آسمان و اديان مختلف و مكاتب گوناگون بيان نموده و با ديده تكريم وتعظيم بر آن اشك ريختهاند، بلكه «مهاتما بده» كه از بزرگان است و عدّهاى هم او را يكى از پيامبران مىدانند، بعد از تعبير و تفسير فراوان كه در مورد عظمت و شوكت حضرت محمد (ص) و حضرت على (ع) و خوابى كه ديده و بشارت آمدن وجود مقدس على و شكافته شدن ديوار كعبه و آمدن پيامبر گرامى اسلام را مىدهد، در بستر مرگ وقتى شاگردش «آنند» را گريان و مضطرب مىبيند، او را به آمدن خاتم پيامبران- كه نور خدا و عالم به اسرار هستى و صاحب يك تاج پنج پهلو كه مانند خورشيد و ماه مىدرخشد و نام الماس بزرگ آن «آليا» باشد- بشارت مىدهد و سپس مىگويد: آنند! به ياد داشته باش كه آن انسانهاى پاك در ابتدا آفريده شدهاند ولى هنوز به ظاهر شدنشان بسيار مانده است.
ستمگران دُردانههاى (فرزندان) وى را بسى زيان و آزار رسانند و براى ريشه كن كردن آنان از چيزى فرو گذار نكنند و دست به هر عمل ضدّ انسانى زنند.
امّا خدا نام و كار و مقصد او و نسل او را تا آخر دنيا باقى خواهد گذاشت.
همين طور ادامه مىدهد و مىگويد: خوشا به حال آنان كه با او و همراهان او همراهى كنند.
اكنون اى آنند! بيش از اين نمىتوانم به تو ياد دهم (و اسرار را برايت ظاهر كنم).