منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٦٠ - فصل ٥ در بيان اوقات و امكنه است و در آن يك تبصره است
روحا و مثالا و حسّا متعيّنا من حضرة اسم متعيّن بتلك الحقيقة الالهيّة فكان ذلك الاسم ربّه المتولّى لتربيته».
تا اينكه پس از بيان حكم عامّ و خاصّ ربوبيّت گويد: «و أمّا نبيّنا محمّد ٦ فله المنهل الاعلى و هو التجلّى الاوّل الّذى نوره أوّلا و ربّه ثانيا، و هو أصل جميع الاسماء و التّعيّنات العلميّة و الوجوديّة و منتهاها كما قال تعالى: وَ أَنَّ إِلى رَبِّكَ الْمُنْتَهى، و قال تعالى: قُلْ لَوْ كانَ الْبَحْرُ مِداداً لِكَلِماتِ رَبِّي- الآية- فان ربّه هو التّجلّى الاوّل الّذى هو مسمّى هو و باطن الاسم اللَّه» (مصباح ص ١٥١).
در جنّت و اقسام آن و اضافه آن به ضمير ياى متكلّم در كريمه ياد شده لطايفى در دو نكته ٧٠٧ و ٩٢١ «هزار و يك نكته» آوردهايم رجوع شود.
خواجه طوسى در شرح فصل هشتم نمط نهم «اشارات» در بيان نفس مضطر به و مطمئنّه بيانى شيرين دارد كه به ترجمه آن اكتفا مىكنيم:
«رياضت بهائم يعنى رام كردن آنها اين است كه رائض آنها را از اقدام بر حركاتى كه بدان راضى نيست باز دارد و بر آنچه كه بدان راضى است وادارد تا بر طاعت وى خو گيرند.
و قوّه حيوانى كه مبدأ ادراكات و افاعيل حيوانى در انسانست هر گاه طاعت قوّه عاقله ملكهاش نشود به منزله بهيمه رام نشده است كه گاهى شهوتش و گاهى غضبش او را به سوى ملايمش مىخوانند. و اين دو يعنى شهوت و غضب بارى به سبب آنچه كه قوّه حيوانى به ياد آن مىآيد و بارى به سبب آنچه كه از حواسّ ظاهره بدو مىرسند بر انگيزاننده قوّه متخيّله و متواهمهاند، پس قوّه حيوانى به حسب اين دواعى حركات مختلف حيوانى مىنمايد و قوّه عاقله را در تحصيل خواستههايش استخدام مىكند.
لذا او قوّه امّارهايست كه از وى افعال مختلف به اختلاف مبادى صادر مىشوند و قوّه عقليّه از روى كره وى را فرمان مىبرد و پريشانست.
اما چون قوّه عاقله او را به سبب منع كردنش از تخيّلات و توهّمات و احساسات