منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح
(١)
مقدمه آية الله حسن زاده آملى
١ ص
(٢)
رساله نور على نور در ذكر و ذاكر و مذكور
٥ ص
(٣)
فهرست
٧ ص
(٤)
مقدمه كلماتى چند حول مكانت و منزلت دعاء است
٩ ص
(٥)
فصل 1 چهل كلمه مبارك منتخب ذكر و دعا از قرآن كريم و چهارده تبصره در بيان بعضى از اسرار است
١٣ ص
(٦)
فصل 2 در بيان سر اينكه ادعيه مأثوره حائز لطائفى خاصاند كه در روايات يافته نمىشوند و در آن يك تبصره است
٣١ ص
(٧)
فصل 3 در اينكه خداوند در هر چيز به كم اكتفاء كرد و حد براى آن معين فرموده است مگر در ذكر و دعا، و در آن چهار تبصره است
٣٥ ص
(٨)
فصل 4 در بيان عدد مأثور در بعضى ادعيه و اذكار است
٥٣ ص
(٩)
فصل 5 در بيان اوقات و امكنه است و در آن يك تبصره است
٥٦ ص
(١٠)
فصل 6 در بيان طهارت داعى است
٦٢ ص
(١١)
فصل 7 در احتراز از دعاى ملحون است و در آن دو تبصره است
٦٥ ص
(١٢)
فصل 8 در دعاى مأثور و غير مأثور است و در آن يك تبصره است
٧١ ص
(١٣)
فصل 9 در دو مطلب است يكى در اختلافات سنوح احوال دعات، و ديگر در بيان نحوه افاضه القاءات و در آن يك تبصره است
٧٥ ص
(١٤)
فصل 10 در ادب مع الله است كه به هفت قلم آراسته شده است و در آن سه تبصره است
٧٩ ص
(١٥)
فصل 11 در سر استجابت دعا است و در آن دو تبصره است
٩٩ ص

منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٦٢ - فصل ٦ در بيان طهارت داعى است

فصل ٦ [در بيان طهارت داعى است‌]

شرط بسيار مهمّ تأثير اذكار و ادعيه و اوراد و نظائرها طهارت انسانست كه صرف لقلقه لسان سودى نبخشد. بلكه مبادا موجب قساوت و بعدهم بشود زيرا كه ذكر عارى از فكر است يعنى قلب بى‌حضور است، و قلب بى‌حضور چراغ بى‌نور است و شخص بى‌نور از ادراك حقايق دور است. و مثل ذكر بى‌حضور مثل كورى است كه در دست او مشعل نور است.

در اين بيان رساى محقّق خواجه نصير الدين طوسى در شرح فصل هشتم نمط نهم «اشارات» شيخ رئيس كه در مقامات عارفين است دقّت شود كه گويد: «انّ العبادة تجعل البدن بكلّيّته متابعا للنفس، فان كانت النّفس مع ذلك متوجّهة الى جناب الحق بالفكر صار الانسان بكلّيّته مقبلا على الحق و الا فصارت العبادة سببا للشّقاوة كما قال عزّ و جلّ: فَوَيْلٌ لِلْمُصَلِّينَ الَّذِينَ هُمْ عَنْ صَلاتِهِمْ ساهُونَ».

ببايد بود دائم در حضورش‌

كه تا بينى تجلّيهاى نورش‌

حضورى را فؤاد مستهام است‌

حضورى را مقام لا مقام است‌

اين كمترين بحث از طهارت و مراتب آن را در رساله «وحدت از ديدگاه عارف و حكيم» به تفصيل تحرير كرده است بدان جا رجوع شود (ص ٤١- ٤٦ ط ١).

بطور اجمال بدان كه گناه را مراتب است از گناه پيش پا افتاده چون سرقت و كذب تا انسان به جايى مى‌رسد كه عبادتش را گناه مى‌بيند و بعد خودش را كه‌