منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٣٦ - فصل ٣ در اينكه خداوند در هر چيز به كم اكتفاء كرد و حد براى آن معين فرموده است مگر در ذكر و دعا، و در آن چهار تبصره است
تبصره: خداوند سبحان فرمود: إِنَّ الصَّلاةَ تَنْهى عَنِ الْفَحْشاءِ وَ الْمُنْكَرِ وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ (عنكبوت: ٤٦). و فرمود: أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي (طه: ١٥). و رسول اللَّه ٦ گفت:
جعلت قرّة عينى في الصّلوة.
صلاة سبب مشاهده است، و مشاهده محبوب قرّة عين محبّ است، زيرا كه صلاة مناجات بين حق تعالى و عبد اوست چنان كه فرمود: فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ، و رسولش فرمود:
المصلّى يناجى ربّه.
|
كيست مصلّى كسى كوست مناجى دوست |
آه كه نشناختى سرّ عبادات را |
|
|
طاعت عادى تو بعد ز حق آورد |
قرب بود در خلاف آمد عادات را |
|
و چون صلاة مناجات است پس صلاة ذكر حق است و كسى كه ذكر حق كند همنشين حق است و حق همنشين او است، و كسى كه جليس ذاكر خود است او را مىبيند و الّا جليس او نيست لذا امير ٧ فرمود:
لم اعبد ربّا لم أره.
پس صلاة، مشاهده و رؤيت است يعنى مشاهده عيانى روحانى و شهود روحى در مقام جمعى است، و رؤيت عينى در مظاهر فرقى است. و به عبارت اخصر، مشاهده در مقام جمعى است و رؤيت در مظاهر فرقى. پس اگر مصلّى صاحب بصر و عرفان نباشد كه نداند حق تعالى براى هر چيز و از هر چيز متجلّى است حق را نمىبيند.
حال بدان كه كريمه: وَ لَذِكْرُ اللَّهِ أَكْبَرُ يك وجه آن اين است كه: ذكر خداوند در نماز بزرگترين چيزى از اقوال و افعال كه صلاة شامل آنها است مىباشد يعنى هيچ يك از آنها به بزرگى ذكر الهى نيست.
و وجه ديگر آن اينكه: ذكر خداوند عبدش را بزرگتر از ذكر عبد مر او را است زيرا كه كبريا حق تعالى راست. پس عبارت هم شامل است ذكر خداوند عبد را، و هم ذكر عبد خدا را چنان كه فرمود: فَاذْكُرُونِي أَذْكُرْكُمْ، و فرمود: جَزاءً وِفاقاً. وفاق