منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٩٥ - فصل ١٠ در ادب مع الله است كه به هفت قلم آراسته شده است و در آن سه تبصره است
و خداوند سبحان از ايّوب پيغمبر ٧ حكايت فرموده است: وَ أَيُّوبَ إِذْ نادى رَبَّهُ أَنِّي مَسَّنِيَ الضُّرُّ وَ أَنْتَ أَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ (انبياء: ٨٣).
و حضرت خاتم ٦ را وصف فرموده است كه: وَ إِنَّكَ لَعَلى خُلُقٍ عَظِيمٍ (قلم: ٥) و با اين وصف احدى را عديل او نمىيابى.
و- ديگر اقتضاى ادب مع اللَّه عدم اعتداى در دعاء است كه إِنَّهُ لا يُحِبُّ الْمُعْتَدِينَ (اعراف: ٥٦). و في المجمع «عن أبى مجلز: قيل: هو أن يطلب منازل الأنبياء فيجاوز الحدّ في الدعاء».
تبصره: در اين مقام ارشاد به مطلبى ضرورى است و آن اينكه مظاهر ولايت مطلقه و وسائط فيوضات الهيّه انسانها را به نداى تعالوا به سوى خود كه در قلّه شامخ معرفت قرار گرفتهاند دعوت كردهاند يعنى ما را ببينيد و به سوى ما بالا بياييد، و دعوت آن ارواح طاهره و افواه عاطره، حاشا كه به سخريّه و استهزاء و هزل و لغو باشد قالُوا أَ تَتَّخِذُنا هُزُواً قالَ أَعُوذُ بِاللَّهِ أَنْ أَكُونَ مِنَ الْجاهِلِينَ (بقره: ٦٧).
پس اگر نيكبختى ندايشان را به حقيقت نه به مجاز لبّيك بگويد تواند كه به قدر همّت خود به مقاماتى منيع و درجاتى رفيع ارتقاء و اعتلاء نمايد و به قرب نوافل بلكه به قرب فرائض نايل آيد هر چند به فضل رتبت عبوديّت و نبوّت و رسالت و امامت تشريعى منادى دست نمىيابد. اين امر همان ولايت تكوينى است كه بايد در كناره سفره رحمت رحيميّه تحصيل كرد. ما اين مسائل را در رسائل «نهج الولاية» و «انسان كامل از ديدگاه نهج البلاغة» به ميان آوردهايم و با برهان عقلى و نقلى و اشارات لطيف عرفانى بحث كردهايم. و در «دفتر دل» نيز ثبت شده است كه:
|
تَعالَوْا را شنو از حق تعالى |
ترا دعوت نموده سوى بالا |
|
|
چه بودى مر تعالى را تو لايق |
تَعالَوْا آمدت از قول صادق |
|
|
چه مىخواهى در اين لاى و لجنها |
چرا دورى از گلها و چمنها |
|
|
تويى آخر نگار همنشينش |
بزرگى جانشين بىقرينش |
|