منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٨٥ - فصل ١٠ در ادب مع الله است كه به هفت قلم آراسته شده است و در آن سه تبصره است
و در فصل پنجم بدان اشارتى نمودهايم. طهور در لغت عرب صيغه مبالغه طاهر است يعنى طاهر پاك است و طهور پاك پاككننده. پس شرابى كه از دست ساقيشان مىنوشند، علاوه بر اينكه پاك است پاككننده هم هست.
آب مضاف ممكن است كه طاهر باشد امّا مسلّما طهور نيست و لكن مطلق آن هم طاهر است و هم طهور.
اين شراب ابرار را از چه چيز تطهير مىكند؟ امام ٧ فرموده است از هر چه كه جز خداست، زيرا طاهر از دنس اكوان جز خدا نيست. دنس چرك است و اكوان موجودات. و مراد نقص امكانست كه خداوند از نواقص ممكنات طاهر است زيرا كه صمد حق است.
اين شراب انسان را از ما سوى اللَّه شست و شو مىدهد و اين چنين انسان به نور شهود مىيابد كه هُوَ الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْباطِنُ. و حقيقت فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ برايش تجلّى مىكند.
در عبارات اهل دل كه خطاب به ساقى مىشود و شراب طلب مىكنند مراد همين سَقاهُمْ رَبُّهُمْ شَراباً طَهُوراً است، و شراب اين آيه و خمر در آيات ياد شده را به فارسى تعبير به «مى» مىكنند. و كأس را گاهى به قدح و گاهى به جام و پيمانه و پياله تعبير مىنمايند. اين عالم نامور روحانى جامع علوم عقلى و نقلى اسلامى ملا مهدى نراقى است كه گويد:
|
بيا ساقيا من به قربان تو |
فداى تو و عهد و پيمان تو |
|
|
ميى ده كه افزايدم عقل و جان |
فتد در دلم عكس روحانيان |
|
|
شنيدم ز قول حكيم مهين |
فلاطن مه ملك يونان زمين |
|
|
كه مى بهجتافزا و اندهزداست |
همه دردها را شفا و دواست |
|
|
نه زان مى كه شرع رسول انام |
شمرده خبيث و نموده حرام |
|
|
از آن مى كه پروردگار غفور |
نموده است نامش شراب طهور |
|
|
بيا ساقى اى مشفق چاره ساز |
بده يك قدح زان مى غم گداز |
|