منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٩٠ - فصل ١٠ در ادب مع الله است كه به هفت قلم آراسته شده است و در آن سه تبصره است
و ديگر در «روضه كافى» خطبهاى كه در ذى قار اداء فرموده است (ص ٢٧١ ط رحلى) و نيز در «وافى» فيض (ج ١٤ ص ٢٢):
فتجلّى لهم سبحانه في كتابه من غير ان يكونوا رأوه.
و ديگر در خطبه ١٠٦ «نهج»:
الحمد للَّه المتجلّى لخلقه بخلقه.
١٧-
فهو الّذى تشهد له أعلام الوجود على إقرار قلب ذى الجحود.
( «نهج البلاغه» خطبه ٤٩).
الحمد للَّه الدّالّ على وجوده بخلقه
( «نهج» خطبه ١٥٠).
الدّالّ على قدمه بحدوث خلقه، و بحدوث خلقه على وجوده.
(خطبه ١٨٣ «نهج»).
كائن لا عن حدث، موجود لا عن عدم
( «نهج» خطبه ١).
١٨- امام سوم سيّد الشهداء ٧ در دعاى عرفه فرموده است:
كيف يستدلّ عليك بما هو في وجوده مفتقر اليك
( «اقبال» سيد بن طاوس ص ٣٤٩ رحلى).
١٩- و امير المؤمنين ٧ در جواب سؤال رهبان از وجه اللَّه فرموده است:
فهذا الوجود كلّه وجه اللَّه، ثمّ قرأ: فَأَيْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ.
( «جامع الاسرار» سيد حيدر آملى ص ٢١١) ٢٠- و نيز از جناب وصى حضرت امام على ٧ سؤال كردند كه وجود چيست؟ گفت: به غير وجود چيست؟ ( «كشف الحقائق نسفى ص ٣١).
بسى موجب شگفتى است كه بعضى از منتحلين به دين حتّى در اطلاق تجلّى و متجلّى و وجود و موجود به نزاع برخاستهاند.
شايسته است كه برخى از اصطلاحات متوغّلين در توحيد و ارباب ذوق و عرفان و اهل ايمان و ايقان را براى زيادت بصيرت ديگران و آشنايى آنان عنوان كنيم:
انسان مرد كامل است نه صورت انسانيّه، و در حديث قدسى آمده است: