منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٩٦ - فصل ١٠ در ادب مع الله است كه به هفت قلم آراسته شده است و در آن سه تبصره است
|
نبودت هيچ فعل و تميزى |
درين حدّى كه سلطان عزيزى |
|
|
چه بعدى حال چون سرمايهدارى |
به راه افتى و كام دل بر آرى |
|
لذا آنكه طلب منازل انبيا را تجاوز در دعا مىداند بايد فرق بين نبوّت تشريعى و نبوّت مقامى بگذارد. و نبوت مقامى را در اصطلاح خاصّه اعنى اهل ولايت، نبوّت عامّه گويند، و گاهى به نبوّت تعريف در مقابل نبوّت تشريع نيز تعبير مىكنند. و شيخ رئيس نيز بدين نبوّت عام در فصل دوم مقاله چهارم نفس «شفاء» كه از غرر فصول كتاب نفس است ايمائى مىفرمايد (ص ٣٣٦ ج ١ ط ١). در نبوت عامّه انباء و اخبار معارف الهيّه است يعنى ولى در مقام فناى في اللَّه بر حقائق و معارف الهيّه اطّلاع مىيابد و چون از آن گلشن راز بازآمد از آن حقائق انباء يعنى اخبار مىكند و اطّلاع مىدهد.
چون اين معنى براى اولياء است و اختصاص به نبى و رسول تشريعى ندارد در لسان اهل ولايت به نبوّت عامّه و ديگر اسماى ياد شده تعبير مىگردد.
خواجه طوسى در «تجريد» مطلبى بسيار شريف به اين عبارت دارد: «و قصّة مريم و غيرها تعطى جواز ظهورها على الصّالحين».
آرى ظهور كرامات و خوارق عادت براى غير پيغمبران هم جائز است چنان كه براى مريم- سلام اللَّه عليها- و غير وى كه از انبياء نبودند كرامات ظهور كرده است و لكن بايد به آداب آنها بود تا چنان قابليّت حاصل شود. وَ اذْكُرْ فِي الْكِتابِ مَرْيَمَ إِذِ انْتَبَذَتْ مِنْ أَهْلِها مَكاناً شَرْقِيًّا* فَاتَّخَذَتْ مِنْ دُونِهِمْ حِجاباً فَأَرْسَلْنا إِلَيْها رُوحَنا فَتَمَثَّلَ لَها بَشَراً سَوِيًّا (مريم: ١٧- ١٨). و تأمّل بنما در آل عمران كه خداوند سبحان مىفرمايد: إِذْ قالَتِ امْرَأَتُ عِمْرانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ ما فِي بَطْنِي مُحَرَّراً- الى قوله تعالى- يا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَ اسْجُدِي وَ ارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ (٣٦- ٤٤)
|
نشد تا جان تو بىعيب و بىريب |
درى روى تو نگشايند از غيب |
|
در عين حال بايد توجّه داشت- چنان كه در پيش گفتهايم- عبادت حبّى باشد كه عبادت احرار است نه براى ظهور كرامات و خوارق عادات و وصال حور و