منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٧٨ - فصل ٩ در دو مطلب است يكى در اختلافات سنوح احوال دعات، و ديگر در بيان نحوه افاضه القاءات و در آن يك تبصره است
كه به آب رسيده است و از خود او آب بجوشد كه هر چه بكسى جريان آب بيشتر و گواراتر خواهد بود، مثل شخص انسان نيز اين چنين است از فرا گرفتن يك اصطلاح و مفهوم از اين، و فرا گرفتن يك اصطلاح و مفهوم از آن بخواهد به فعليّت برسد و به كمال خود نائل آيد مثل آن چاه به آب نرسيده و از اينجا و از آنجا پيمانه پيمانه در او آب ريختن است. سعى كن تا به آب برسى با اينكه از آب بريده نيستى. و چون به آب رسيدهاى آن وقت است كه حسن حال دارى و ابتهاج تو به وصف نمىآيد. در دعاى مأثور آمده است كه:
اللّهمّ غيّر سوء حالنا بحسن حالك.
پس خداى تعالى حسن حال دارد، آرى اين حسن حال همانست كه شيخ در فصل هجدهم نمط بهجت و سرور «اشارات» فرمود: «أجل مبتهج بشىء هو الاول بذاته». فافهم.
و نيز بدان كه احوال اين جدولها در مكاشفات و مشاهدات انسان حتّى در رؤياهاى مناماتش اثر مىگذارد و آنها را رنگ مىدهد، پس درست بينديش و در راه تحصيل عقائد حقّه در كنف استادى تربيت شده و راه پيموده خويشتن را رهايى دهى و سعادت ابدى را به دست آورى إِنَّ هذَا الْقُرْآنَ يَهْدِي لِلَّتِي هِيَ أَقْوَمُ.
تبصره: در اقسام القاءات و تميز صحيح آنها از سقيم در نفحه دوازدهم «نفحات» صدر الدين قونوى (ص ٩٧ ط ١ چاپ سنگى) و در «مصباح الانس» علّامه ابن فنّارى (ص ١٥ ط ١) و در شرح علّامه قيصرى بر ديباچه «فصوص الحكم» شيخ عارف محيى الدين عربى (ص ٥٥ و ٥٦ ط ١) به طور مستوفى و مفصّل عنوان شده است، اگر خواهى رجوع كن كه مائدههايى پر از عائده و فائدهاند.