منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٧٧ - فصل ٩ در دو مطلب است يكى در اختلافات سنوح احوال دعات، و ديگر در بيان نحوه افاضه القاءات و در آن يك تبصره است
در ميان اين جدولها انسان بزرگترين جدول بحر وجود است. اگر اين جدول درست تصفيه و لايروبى شود مجراى آب حيات و مجلاى ذات و صفات مىگردد.
غرض اينكه آنچه بر تو فائض مىشود در تو فائض مىشود أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِيَةٌ بِقَدَرِها (رعد: ١٨). و در تو كارخانهاى به نام دستگاه خيال است كه از قدرت كامله حق سبحانه معانى را صور مىدهد، هر معنى را به صورتى مناسب وى كه مظهر اسم شريف مصوّر است. پس بدان كه در تحصيل علوم و معارف و اعتلاى به مقام قرب الى اللَّه و لقاء اللَّه به انتظار اينكه چيزى از خارج حقيقت تو از در درآيد و در نزد تو صورت يابد و حضور بهمرساند نبايد باشى بلكه آن علوم و معارف و تمثّلات آنها همه در تو تحقّق مىيابند، و آن اعتلاء ارتقا و اشتداد و سعه وجودى تو به حسب كمال يعنى اتّصاف گوهر ذات تو به صفات ربوبى و تخلّق تو به اخلاق الهى است. و بيان نحوه اين فيضان و مسائل ديگر در حول اين امور را به نحو مستوفى در كتاب «دروس اتّحاد عاقل به معقول» مدلّل و مبرهن ساختهايم الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ*.
و بدان كه چون اين جدول تصفيه و لايروبى شود، انوار الهى زلال و صافى در وى پديد آيد، و گر نه مثل حقائق الهيّه در جداول مثل باران كه از آسمان نازل مىشود پاك و پاكيزه است و در جداول و مجارى و اوديه و لجنهاى زمين رنگ و بو مىگيرد خواهد بود.
در باب دهم «مصباح الشّريعة» آمده است كه:
«و لتكن صفوتك مع اللَّه تعالى في جميع طاعاتك كصفوة الماء حين أنزله من السّماء.
يعنى: «بايد صفاى تو با خداى تعالى در همه طاعات تو مانند صفاى آب زمانى كه خداوند آن را از آسمان فرو مىبارد بوده باشد».
و نيز بدان كه اگر چاهى حفر كنى كه به آب نرسيده باشد، و بخواهى از بيرون سطل سطل از اينجا و از آنجا در او آب بريزى بالأخره آن چاه مفيد نمىافتد و آب نمىدهد و به كارت نمىآيد، و آن وقت چاه آب خوراكى نافع خواهد بود