منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٨٠ - فصل ١٠ در ادب مع الله است كه به هفت قلم آراسته شده است و در آن سه تبصره است
كند، و اگر وحى آيد به منع تصرف ممتنع گردد. و اگر تخيير كرده شود ميان تصرف و ترك تصرف، اختيار ترك تصرف كند. پس ظاهر شود به مقام عبوديّت، و تصرف را به حضرت حق باز گذارد از براى تأدّب به آداب عبوديّت و ملازمت آنچه ذات او اقتضاء مىكند از عجز و ضعف، مگر كه مخيّر ناقص المعرفة باشد پس تصرف كند و طريق تأدّب بين يدى اللَّه را مسلوك ندارد و به واسطه آنكه نداند كه وصف ذاتى او ضعف و فقر و مسكنت و عجز است و وقوف نزد ذاتيّات اشرف و اعلى است.
و ملاحظه اين معنى نكند كه تخيّر در حق او شايد كه ابتلاء من اللَّه باشد، امّا چون عارف كامل مىداند كه تأثير و تصرف بنده را عارضى است و ذاتى حق است و مخصوص به حضرت او پس هر گاه كه تصرف كند در عالم به همّت، آن تصرف از امر حق باشد».
ج- دگر ادب مع اللَّه اقتضاء مىكند كه از او جز او را نخواهى كه اين عبادت احباب و احرار است. اين امر از بلند همّتى عبد است. كسانى كه دون همّتاند به وفق دنائت خود طلب دارند. يكى از مشايخ ما- رضوان اللَّه تعالى عليه- ما را ترغيب مىفرمود به مثل دعاى سحر حضرت امام محمّد باقر ٧
(اللّهمّ انّى أسألك من بهائك بأبهاه و كلّ بهائك بهىّ ...)
كه در آن بهاء و جمال و جلال و عظمت و نور و رحمت و علم و شرف است و حرفى از حور و غلمان نيست، اگر بهشت شيرين است بهشتآفرين شيرينتر است.
|
چرا زاهد اندر هواى بهشت است |
چرا بيخبر از بهشت آفرين است |
|
در اين معانى در ديگر رسائل چون رساله «لقاء اللَّه» و «مجموعه مقالات» به تفصيل بحث كردهايم و رواياتى از غرر احاديث نقل نمودهايم، نياز به اعاده و تكرار نيست.
و مطلبى كه در اينجا توصيه آن مهمّ است اينكه: سعى كن حركت تو چون حركت ايجادى باشد. حركت ايجادى حركت حبّى است و از آن تعبير به سير حبّى نيز مىشود. و اين حركت فوق حركت طبيعى اعمّ از نقلى و جوهرى و حركات اعراض