منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٦٧ - فصل ٧ در احتراز از دعاى ملحون است و در آن دو تبصره است
كتب قراءات و درايه و اقسام اجازات گواهند. و كتب مربوطه در اين امور و نقل وقايع قرائى و ادبى در آنها بدان حدّ است كه ورود در آنها موجب خروج از موضوع رساله خواهد شد. و نه تنها مسلمانان اهتمام در قراءات داشتند بلكه در رسم الخطّ قرآن نيز همّت گماشتند كه به همان صورت مكتوب كتاب وحى محفوظ مانده است يعنى رسم الخطّ قرآن سماعى است و كتاب «نثر المرجان في رسم نظم القرآن» تأليف عالم نبيل محمّد غوث را در اين امر اهميّت بسزا است.
تبصره: كلام امام جواد ٧ محمول بر ترغيب و حثّ فرا گرفتن علوم ادبى و ناظر به مدح و فضيلت آن علوم است كه دعاى به اعراب صحيح را كمال و رتبتى است كه در ملحون آن نيست نه اينكه اعراب و معرفت نحو يكى از شروط و آداب دعا باشد. عبارت دعا مقبول بودن كه مراد از تعبير به صعود آنست غير از استجابت دعا و حال و دل شكسته داشتن است. صحّت لفظ را شأنى است و رتبت معنى را شأنى ديگر و چون جمع شوند نور على نور است. لذا منطق وحى و سفراى حق و هاديان خلق قاطبه مرد و زن اعم از عوام و خواص را به دعا و ذكر و رابطه با پروردگار دعوت فرمودند و بدانان وعده و نويد دادهاند كه لحن نادرستشان به صورت دست در مىآيد و مقبول مىشود كه
انّما الاعمال بالنّيّات
، و
نيّة المرء خير من عمله
، و در هر دو حديث رسول اللَّه ٦ است و در عين حال آنان را به فرا گرفتن علوم ادب خواندهاند.
مثلا اگر عوامى به زبان عاميانه رائج وصيّت كند كه فلانى را از ثلث مال من نامحروم نكنيد، يقين داريم مراد اين است كه او را محروم نكنيد كه وصى بايد از ثلث مال موصى به طور متعارف چيزى به او دهد. و رسول اللَّه ٦ فرمود: سين بلال در نزد خداوند شين است.
و فرمود:
انّ الرّجل الأعجمىّ من امّتى ليقرأ القرآن بعجميّة فتعرفه الملائكة على عربيّة
(عدة الدعى ص ١٣ ط ١).