منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٦٨ - فصل ٧ در احتراز از دعاى ملحون است و در آن دو تبصره است
و في الكافى بإسناده الى حفص، عن موسى بن جعفر ٨: يا حفص من مات من شيعتنا و لم يحسن القرآن علّم في قبره ليرفع اللَّه به من درجته
- الحديث.
(ص ٤٤٣ ج ٢ معرب) ابن فهد- رضوان اللَّه تعالى عليه- در «عدّة الداعى» نقل كرده است كه:
جاء رجل إلى أمير المؤمنين ٧ فقال: يا أمير المؤمنين انّ بلالا كان يناظر اليوم فلانا فجعل يلحن في كلامه و فلانا يعرب و يضحك من بلال. فقال أمير المؤمنين ٧: يا عبد اللَّه انّما يراد إعراب الكلام و تقويمه لتقويم الأعمال و تهذيبها، ما ينفع فلانا إعرابه و تقويمه لكلامه إذا كانت أفعاله ملحونة تنج لحن؟ و ما ذا يضرّ بلالا لحنه في كلامه اذا كانت أفعاله مقوّمة أحسن تقويم و مهذّبة أحسن تهذيب؟.
يعنى: «مردى نزد امير المؤمنين ٧ آمد و بدان حضرت عرض كرد كه: بلال با فلانى مناظره مىكند و الفاظ وى ملحون است و آنكه عباراتش معرب و صحيح است و به بلال مىخندد. امام فرمود: اى بنده خدا اعراب و تقويم كلام براى تقويم و تهذيب اعمال است، آن كس را اگر افعال او نادرست باشد اعراب كلامش سودى ندهد، و بلال را كه افعالش بدرستى آراسته است لحن الفاظش زيانى نرساند».
آرى با الفاظ بازى كردن و عبارت پردازى كردن حرفى است و دل آگاه و سوز و گداز داشتن و با حسن مطلق بسر بردن امرى ديگر است. و چه بسا ارباب مقال و سرگرم به قيل و قال و انباشته از اصطلاحاتاند كه دل مرده و روح افسرده دارند همان طور كه در «دفتر دل» ثبت است:
|
گمانت اين كه با خرج عبارات |
به كرّ و فرّ و ايماء و اشارات |
|
|
سوار رفرفستى و براقى |
ورم كردى و پندارى كه چاقى |
|
نحوى و صرفى بودن حرفى است و آدم بودن و سلوك الى اللَّه داشتن امر ديگر، اگر در يك جا جمع شدند چه بهتر. و مطلب عمده اين است كه جوهر نفس داعى