منهاج النجاح فی ترجمة مفتاح الفلاح - شیخ بهایی - الصفحة ٦٩ - فصل ٧ در احتراز از دعاى ملحون است و در آن دو تبصره است
ملحون نباشد. آيا ماجراى مرد نحوى را در كشتى با كشتيبان كه عارف رومى در مجلد اول «مثنوى» آورده است شنيدهاى؟:
|
آن يكى نحوى به كشتى در نشست |
رو به كشتيبان نمود آن خودپرست |
|
|
گفت هيچ از نحو خواندى گفت لا |
گفت نيم عمر تو شد بر فنا |
|
|
دلشكسته گشت كشتيبان ز تاب |
ليك آن دم گشت خاموش از جواب |
|
|
باد كشتى را به گردابى فكند |
گفت كشتيبان بدان نحوى بلند |
|
|
هيچ دانى آشنا كردن بگو |
گفت نى از من تو سبّاحى مجو |
|
|
گفت كلّ عمرت اى نحوى فناست |
زانكه كشتى غرق در گردابهاست |
|
در عين حال بايد سعى شود كه قرآن كريم و ادعيه اعم از مأثور و غير مأثور صحيح قرائت شود.
في الكافى عن أبى عبد اللَّه ٧ قال: أعرب القرآن فإنّه عربىّ
(ص ٤٥٠ ج ٢ معرب). و مع ذلك فَاقْرَؤُا ما تَيَسَّرَ مِنَ الْقُرْآنِ (المزمل: ٢١).
تدبّر ترشد ان شاء اللَّه تعالى.
تبصره: روايت ذكات جنين، صحيح آن اين است كه ذكات دوم مرفوع و خبر اول است كه ذكاة جنين همان ذكاة أمّ او است بلى اگر جنين زنده خارج شود بايد او را نحر يا ذبح كرد. و شقوق بحث آن موكول به كتب فقهى است و روايات مربوط به آن در سماء و عالم «بحار» و اقوال طائفهاى از علماء نقل شده است (ج ١٤ ط ١ ص ٨١٨). ورود بحث در آن سبب خروج از موضوع رساله مىشود.
مرحوم مجلسى در همين مورد بعد از نقل اخبار گويد: «و اعلم أنّ المقطوع به في كلام الاصحاب أنّ تذكية الامّ تكفى لتذكية الجنين و حلّه اذا تمّت خلقته و أشعر و أوبر. و الحكم في الاخبار مختلف ففي بعضها منوط بتمام الخلقة، و في بعضها بالشّعر و الوبر، و في بعضها بالشّعر و في بعضها بتمام الخلقة و الشّعر و كان بينها تلازم فيحصل الجمع بين الجميع كما قال في «س»: و من تمام الخلقة الشّعر و الوبر،