مشکاة الأنوار ت عطاردی - شیخ طبرسی - الصفحة ١٠٩ - در خوف و رجاء
مىگويند ما به لطف خداوند اميدوار مىباشيم، اينها همين طور هستند تا مرگ آنها مىرسد فرمود: آنها در آرزو زندگى مىكنند و دروغ مىگويند، هر كس آرزو دارد دنبالش مىرود و هر كس از چيزى ترسيد از او فرار مىكند.
(١) ٨. حضرت سجاد ٧ فرمود: من از مدينه خارج شدم تا نزديك ديوار رسيدم و به آن تكيه زدم در اين هنگام مردى كه دو جامه سفيد در بر داشت مقابل من ظاهر شده گفت: اى على بن الحسين چرا اندوهناك هستى؟ آيا براى دنيا ناراحت هستى كه روزى دنيا براى نيكوكار و بدكار حاضر است.
گفتم: من براى اين فكر نمىكنم دنيا همان طور است كه وصف كردى.
گفت پس براى آخرت فكر مىكنى كه خداوند در آن حكومت مىكند و وعدهاش راست مىباشد، گفتم: براى آخرت هم ناراحت نيستم و آن همان طور است كه گفتى. گفت: پس چرا ناراحت هستى و از فتنه ابن زبير ناراحت مىباشى؟
بعد آن مرد خنديد و گفت: اى على بن حسين آيا مشاهده كردهاى كه كسى از خداوند بترسد او را كفايت نكند. گفت؟ خير گفت: آيا ديدهاى كه كسى چيزى بخواهد و خدا به او ندهد.
(٢) ٩. حضرت رسول ٦ فرمود: سوگند به خدائى كه جانم در دست اوست خداوند بر بندگانش رحيمتر است از مادر بفرزندش.
(٣) ١٠. حضرت صادق ٧ فرمود: بندهاى مؤمن نمىشود مگر اينكه در بين خوف و رجاء زندگى كند.
(٤) ١١. حضرت رسول ٦ فرمود: خداوند متعال مىفرمايد: به عزت و جلال خودم سوگند بنده خود را بين دو خوف و يا دو امن قرار نخواهم داد و هر گاه در دنيا از من در آسايش باشد او را در قيامت خواهم ترسانيد، و اگر در دنيا از من بترسد او را در قيامت آسايش خواهم داد.
(٥) ١٢. امام صادق ٧ فرمود: به خداوند آن طور اميدوار باش كه اين اميد تو را وادار به معصيت نكند و از خداوند به آن اندازه خوف داشته باش كه تو را