تأثیر تغذیه بر اخلاق - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٤٦ - ٤ اعتدال ( میانهروی)
معده ظرفیت معین دارد مثل اتومبیل، با این اختلاف که ظرفیت ماشین را رویش نوشتهاند ولی معده خودش احتیاج و ظرفیت خود را اعلام میکند، احتیاج خود را به غذا و همچنین بینیازی خود را اعلام میکند. غذا اگر زیادتر شد منشأ اتساع معده میشود. غذا اگر قبل از هضم طعامِ گذشته باشد جذب نمیشود، سلامت و نشاط نمیآورد. انواع غذاهای ویتامیندار را اغنیا و مترفین میخورند ولی به اندازه نان جو و دوغ آن دهاتی
زحمتکش نه لذت میبرند و نه جذب بدنشان میشود و نه تولید سلامت میکند و نه تولید نشاط بعد از غذا میکند، غذاها هضم نشده و جذب نشده دفع میشود، اعصاب هاضمه خسته میشود، برای روح تولید ملالت میکند، هم ضرر مالی و هم نقص لذت خوردن و هم ضرر بدنی و هم ملالت دائم.[١]
ازآنجاکه روح، بدن را تدبیر میکند زمانی که بدن مملو از انواع غذاها شود، اشتغال روح به بدن بیشتر میشود و از تکامل و تفکر بازمیماند و بهجای آن به تدبیر امور بدنی اشتغال میورزد. در این صورت، روح از کارکرد اصلیاش که سلوک و مراقبه است، به تدبیر بدن مشغول میشود. هنگام پُرخوری، توجه روح به بدن برای جذب، دفع و هضم غذا بیشتر میشود. درنتیجه اشتغال روح به امور بدنی بیشتر میشود و این اشتغال به ماده، اسباب تنزل روح را فراهم میآورد
[١]. مطهری، مرتضی، یادداشتهای استاد، ج ٣، ص ٣٩٤.