تأثیر تغذیه بر اخلاق - پوریزدی، رحمت - الصفحة ٤٢ - ٤ اعتدال ( میانهروی)
طبع انسان همیشه خواهان سیری کامل است، ازاین رو شرع مقدس در مدح گرسنگی و کم خوری بسیار مبالغه کرده است تا میل پرخوری طبع انسان و منع شرعی با هم تلافی کرده و از برخورد آنها اعتدال حاصل شود، زیرا در تمام حالات و اخلاقیات انسانها حد وسط مطلوب است بنابراین نسبت به طبع معتدل بهتر است انسان به مقداری غذا بخورد که سنگینی معده را احساس نکند و از گرسنگی هم ناراحت نباشد، زیرا مقصود خوردن ادامه زندگی و توان پرستش و عبادت است و سنگینی معده و گرسنگی قلب را به خود مشغول کرده و مانع عبادت میشوند، پس مقصود از اینکه در دین پرخوری مذمت شده است این است که انسان در حد اعتدال بخورد تا اینکه اثر خوردن در وجودش ظاهر نشود تا به فرشتگان شبیه شود، زیرا آنها منزه از آنند که گرفتار سنگینی معده یا دچار رنج گرسنگی شوند و لذا قرآن عزیز میفرماید: «کُلُواْ وَاشْرَبُواْ وَلاَ تُسْرِفُواْ إِنَّهُ لاَ یُحِبُّ الْمُسْرِفِینَ؛ بخورید و بیاشامید و اسراف مکنید که خدا مسرفان را دوست نمیدارد».[١]
در باب تغذیه این است که انسان تا به چیزی _ چه خوردنی و چه نوشیدنی_ میل و اشتها نکند آن را مصرف نکند و هنگامیکه به چیزی اشتهاء پیدا کرد یعنی گرسنه یا تشنه شد از خوردن و نوشیدن خودداری نکند.[٢]
شهید مطهری درباره زیادهروی (افراط) در پُرخوری چنین میگوید:
[١]. اعراف/٣١.
[٢]. شبُّر، سید عبدالله، کتاب الاخلاق، ص ٢١٦.