تأثیر تغذیه بر اخلاق - پوریزدی، رحمت - الصفحة ١٨ - طعام
واژه «طَعامْ» هم معنى مصدرى و هم معنی اسم مصدرى دارد، يعنى هم به غذا خوردن گفته میشود و هم به خود غذا؛ و گاه اين واژه بر خصوص گندم اطلاق شده، چنانكه در حديثى آمده است كه پيغمبر ٦دستور داد زكات فطره را يك صاع (يك مَن) از «طعام» يا يك صاع از شعير (جو) بدهند که در اينجا طعام به معنى گندم در مقابل جو استعمال شده است.
در «لسان العرب» تصریحشده كه طعام اسم جامعى است براى تمام خوردنیها، ولى هم او و هم «راغب» در «مفردات» تصريح کردهاند كه اين واژه گاهى در نوشیدنیها نيز به كار میرود،مانند: «فَمَنْ شَرِبَ مِنْهُ فَلَيْسَ مِنِّي وَ مَنْ لَمْ يَطْعَمْهُ فَإِنَّهُ مِنِّي؛
آنها که از آن بنوشند، از من نیستند؛ و آنها که بیشتر از یک پیمانه با دست خود، از آن نخورند، از من هستند».[١] «خليل بن احمد» در كتاب «العين» نيز میگوید: در كلام عرب طعام غالباً به خصوص گندم گفته میشود. ولى ظاهراً اين به خاطر آن است كه غالباً غذاى اصلى نان است و آن را نيز از گندم درست میکنند وگرنه بسيارى از ارباب لغت تصريح کردهاند كه مفهوم طعام عام است.بعضى نيز گفتهاند طعام به معنى خرما است. اين سخن نيز ظاهراً به خاطر همان است كه در آن عصر و محيط خرما يك غذاى اصلى بوده است.[٢]
[١]. بقره/٢٤٩.
[٢]. مکارم شیرازی، ناصر، پیام قرآن، ج ٢، ص ٣٣٦.