روايت تلخ بيخبري (ماهيت مواد مخدر) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ١٩٧
را مکرراً گفت، سنگینی گناه را باید بیان کرد که یک نفر متدین به خودش اجازه ندهد اصلاً به این سمت حرکت کند، بعضی از گناهان آنطور بد بودنش جا افتاده که امکان ندارد افراد متدین بطرفش بروند.
این مورد (مواد مخدر) از هر گناهی بدتر است، باید بفهمند بدتر است، که به طرفش نروند، باید بفهمد بدتر است، که تمایل به آن پیدا نکنند و البته روحانیت، دولت و تمام دستگاههایی که میتوانند با این مسأله در ارتباط باشند، هرچه توان دارند باید برای پیشگیری بکار ببندند، هرچه توان دارند برای جمع کردن این بساط و معالجه مبتلایان و اینکه روز به روز آمار کمتر بشود روز به روز مردم آگاهتر بشوند همه باید حمایت کنند، همه باید این را از وظایف اصلی خودشان بدانند، این با سایر گناهها فرقی ندارد بلکه از بسیاری گناهها بدتر است، یک گناهی است که شخص اگر مبتلا بشود تا آخر عمر بدبخت خواهد شد، اگر در خانوادهای پیدا شود خانواده را به نیستی میکشاند، اگر خدای نکرده یک جامعهای مبتلا شوند آن جامعه را به نابودی خواهد کشاند. بنابراین هر کس که با هر برنامه صحیحی میتواند باید از اعتیاد جلوگیری کند و در کنار زدن این مسأله از مملکت به هر نحوی مؤثر باشد باید کمک کند، باید حمایت کند، ولی من در پایان عرایضم باید بگویم بیش از هر کس و برنامهای خود افراد میتوانند کمک کنند، همه وظیفه دارند خدمت بکنند، همه وظیفه دارند زمینهاش را منتفی کنند، ولی بیش از هر کس خود شخص که میخواهد معتاد بشود یا نعوذبالله معتاد شده باید فکر بکند. انسان اراده دارد و میتواند تصمیم بگیرد، انسان از بدترین