روايت تلخ بيخبري (ماهيت مواد مخدر) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٨٨
مواد مخدر میپردازند، و تحت تأثیر خوی اجتماعی پذیرش، به مصرف این مواد تشویق و ترغیب میگردد.
جامعهشناسان معتقدند که فرد به گروه گرایش دارد و نیازمند است که رفتارش مورد تأیید قرار گیرد، لذا اگر کنارهگیری کند، نوعی عوارض روانی در وی پدید میآید.
نظریه روان شناسان درباره اعتیاد
طبق این نظریه، زندگی کوششی است که توسط ارگانیزم، برای ایجاد تعادل جسمی که مدام در حال از دست رفتن است، انجام میگیرد که این را میتوان از زندگی جسمانی به زندگی روانی هم نسبت داد.
حفظ تعادل روانی در مقابل محرکهای گوناگون محیطی و برخی ملایمات روزمره به دشواری انجام میپذیرد. عوامل مختلفی میتواند بر شخصیت فرد اثر بگذارد و بر وی تولید فشار وارد کند. اگر آستانه تحریکپذیری فردی که در جامعه دچار ناملایمات میگردد، پائین باشد، زودتر تحت تأثیر قرار گرفته و عکسالعمل نشان میدهد و اگر آستانه تحریکپذیری در سطح بالاتری باشد، ناملایمات تأثیری ندارد.
بعضی از افراد در اثر یادگیری و تربیت غلط والدین از بین مکانیزمها، وسیله دفاعی نامناسبی را انتخاب میکنند که یکی از این راه های نامعقول میتواند «اعتیاد» باشد.
فروید، علت اساسی اعتیاد را در سیستم روانی فرد جستجو میکند و میگوید: