روايت تلخ بيخبري (ماهيت مواد مخدر) - مُهری، محمد جواد - الصفحة ٤٧
١.بعد از كشيدن به اصطلاح چند "بست" ترياك، توجه فرد بر روي خودش متمركز شده و گرايش شديدي به آرامش پيدا مي كند. درحقيقت اعصابش آرام و اراده اش سست شده و در تفكر و خيال فرو مي رود و از معاشرت با ديگران تا حدودي پرهيز مي كند و از وزن و زمان و فضا آزاد مي شود. و دگرگوني در جهت يابي زماني - فضائي در وي ايجاد مي شود.
٢.مصرف ترياك سبب مي شود تا گذشته وآينده فرد با هم مخلوط شدهومجموعه"حال"رابرايشايجادنمايدواززمانآزادگردد.
٣.شخص معتاد به ترياك در خيال واهي خود پس از استعمال ترياك احساس مي كند كه داراي روشن بيني زياد و قدرت فهم و قضاوت هوشيارانه و بينش و ادراك اصيل از دنياي اطرافش مي باشد و از اين كه بدون هيچ سعي و كوششي داراي اين حالت در تفكر و تصور گرديده ابتدا تعجب مي كند. ولي رفته رفته در حالت كيف فرورفته و احساس خوشي و خوشبختي به وي دست مي دهد و درنتيجه نسبتبهمحيطاطرافخودبيگانهوبيتفاوتميگردد.
٤.لاغري و ضعف عمومي در معتادان به ترياك، رفته رفته شديدتر مي شود و ضايعات فيزيكي و رواني و اجتماعي فرد بتدريج زيادتر شده و موجب زوال و نابودي فرد مي شود.
يعني با گذشت زمان تحمل فرد به مقدار مصرف ترياك بيشتر مي شود و فواصل آن نيز كمتر شده و گروهي نيز در پايان به هروئين روي مي آورند.