ميعاد نور - شريعت، محسن - الصفحة ٩٠
|
نيت عشق مىكنم جان را |
دين و دل را، يقين و ايمان را |
|
|
دامنم پر گل و لبم خندان |
دستافشان و پاىكوبان |
|
|
مستطيع دل توانگر خويش |
راه دل را گرفتهام در پيش |
|
|
فادخلى فى عبادى آمد و من |
گل و ريحان فشاندم از دامن |
|
|
پر گشودم به سوى خانه دوست |
مستىام از صفاى ساغر اوست |
|
لبّيك اللهم لبّيك؛ اين نداى ملكوتى، كوبنده هر باطل و تأكيد بر نفى هر گونه شرك و بتپرستى است؛ زيرا كه مشركان چنين لبيك مىگفتند: ولبيك اللهم لبيك. لبيك لا شريك لك الا شريك هو لك تملكه و ما ملك و بدين سخن وجود شريك را براى خداوند اثبات مىكردند اما لبيك تو نفى هر گونه شرك خفى و جلى است و هر لبيك فريادى است عليه جاهليت و دفع هر گونه عمل جاهلى؛ چه خود به آن گرفتار باشيم و چه ديگران.
لبيك پاسخى است به نداى خداوند متعال. آهنگى است شورانگيز و نورانى، پر از سطوت. با گفتن آن بدن مىلرزد و سيلاب اشك از چشمان جارى مىشود. آن هنگام است كه زائر احساس مىكند در اين دنياى گسترده هيچ پناهگاهى جز خداوند ندارد؛ لذا مناجات حضرت على (ع) را ياد مىآورد و اين چنين زمزمه مىكند:
مولاى يا مولاى انت الغنى و انا الفقير و هل يرحم الفقير الا الغنى
مولاى يا مولاى انت المولى و انا العبد و هل يرحم العبد الا المولى
مولاى يا مولاى انت القوى و انا الضعيف و هليرحم الضعيف الا القوى
در اين حالاست كه احساسمىكنى به بىنهايت پيوند خوردهاى و بندهاى اسارت نفس بريده و در اين فضاى آزاد رها شدى و ديگر مانعى براى جذب تو و كشش به سمت مغناطيس الهى وجود ندارد.