ميعاد نور - شريعت، محسن - الصفحة ١١٧
چه مىبينى؟ «كعبه» ايستاده و بر گِردش سيل سپيد. تو اكنون بر ساحل اين گرداب انسان ايستادهاى. چرا معطلى! برو كنار؛ اين گرداب موّاج خوشآهنگ كه با نظم خويش نظام خلقت را حكايت مىكند. به گرداب بپيوند. گرد اين كعبه بگرد، كه محور قيام و قيامت، خانه آزاد و محور آزادى، مظهر مساوات و مرجع همه انسانها، كانون اتحاد و كهنترين خانه مردمى، برترين معبود روح ولايت و تجلى عرش الهى است. كعبهاى كه راز چهارضلعى بودنش چهار كلمهاى است كه اسلام بر آن بنيان نهاده شده: سبحاناللّه، الحمدللّه، لاالهالااللّه و اللّهاكبر. چهار كلمهاى كه نظام هستى مبتنى بر آنهاست. كسى كه اين چهار ركن را محور خود قرار داد و زندگىاش حول اين محور چرخيد، عرشى و الهى مىشود. قلب او عرشالرحمن است.
اما اگر زمينىانديش باشد و مادىنگر، بر گرد همين كعبه طواف مىكند و تنها به فكر اين است كه محدوده طواف چقدر است تا از آن تجاوز نكند. اما تو كه عرشى هستى و طوافكننده ژرفنگر و عاشق، عاشقانه بر گرد تسبيحات اربعه مىچرخى.
پس زمان عشقبازى توست. بايد گرد بيت معشوق بچرخى. اين عشق وافر تنها از طرف تو نيست. او نيز به عمل عاشقانه تو مباهات مىكند كه پيغمبر اكرم (ص) فرمود:
«ان اللّه يباهى بالطائفين»[١].
طوافت نشان مىدهد كه جز حق چيزى نمىخواهى و مجذوب حق هستى و خانه حق هسته مركزى توست و هدف زندگى. سراسر عالم از ذرّه نامريى تا كُرّات منظومه شمسى و همه كهكشانها در طوافند. كُرّات معلق در فضا گرد خورشيد مىگردند، چون همه چيز
[١] - حليهالاوليا، ج ٨، ص ٢١٦.