ميعاد نور - شريعت، محسن - الصفحة ٢٣٤
آگاهانه بود؟ خالصانه بود؟ عاشقانه بود؟ آيا شباهتى بين اعمال من و اعمال اولياى خدا بود؟ آيا به نحوى عمل كردم كه مورد قبول خدا قرار گيرد؟ آيا دو ركعت نماز با توجه و حضور قلب در كنار بيتاللّه خواندم؟ آيا ساعاتى را كه به عبادت مشغول بودم عاشقانه بود و يا حضور مادىام بود و فكرم در جاى ديگر؟ آيا ذوق و اشتياق من به مسجدالحرام بيشتر بود يا به بازار و خيابان؟ آيا اكنون كه پايان اين زيارت است احساس نورانيت بيشترى مىكنم؟ آيا از گناهان گذشتهام پشيمانم؟ يا هنوز هم قاصد ادامه همان راه ظلمانى؟ و تنها اين بدن را از نقطهاى به نقطه ديگر حركت داده و در مطاف و كعبه و مسعى چرخاندهام و اينك با چمدانهاى پر از سوغاتى اما روح و جانى خالى از معارف و بهرههاى معنوى به وطن برمىگردم؟
از خود سؤال كنى حال كه در اين فضاى معنوى و روحانى از لجنزار هوى خfe پرستىها و ارضاى تمنّيات نفسانى خارج شدم و نورانيّت پيدا كردم، آيا مىتوانم اين حالت را پس از بازگشت به وطن در ميان رفقا و دوستان و فاميلم حفظ كنم؟
آيا غنيمت گرانسنگ و مرواريدى را كه از غور در اين درياى معنويت و صفا به دست آوردم، شيطان از دستم خواهد ربود؟ يا مىتوانم از آن صيانت كنم؟ يا معتقدم اين هم يك مقطعى در زندگى بود و تمام شد و بايد همان روش زندگى سابق را ادامه داد؟
مردمزمان جاهليتنيز بعد از انجام مراسم بهقول خودشانعبادى و مناسك حج، با همان جهالتفكرى و آلودگىروحى كه آمدهبودند بر مىگشتند. نه معرفتى كسب كرده و نه رذيلتى را تبديل به فضيلت نموده بودند. بلكه همان افراد فاسدالاخلاق قبل از حج بودند كه به