ميعاد نور - شريعت، محسن - الصفحة ٢٣٧
خوشا بهحال زائرانى كه اين آثار گرانبها را در زندگى خود حفظ كنند. خوشا به حال آنانكه در اين چند روز، ره صدساله را پيمودند.
|
ما و مجنون همسفر بوديم در دشت جنون |
او به مقصدها رسيد و ما هنوز آوارهايم |
|
|
هفت شهر عشق را عطار گشت |
ما هنوز اندر خم يك كوچهايم |
|
ظريفى مىگويد: وقتى انسان تشنهاى كنار چشمه آب مىرسد تشنگى همان لحظهاش را رفع مىكند و به فكر آينده نيست كه مجددا تشنه مىشود و آبى براى ذخيره بر نمىدارد. اما انسانى كه كمى زرنگ باشد مقدارى آب با خود بر مىدارد و اگر خيلى باهوش و زرنگ باشد از آن چشمه به درون خانهاش لولهكشى مىكند كه مرّتب از آن آب استفاده كند.
حال، مَثَل عمره و زيارت بيتاللّه، مثل آن چشمه آب است كه اگر كسى خيلى باهوش و زيرك باشد اين آب حيات را از كنار بيتاللّه به سرتاسر زندگى خود لولهكشى مىكند و جارى مىسازد. اين آب معنويت و هدايت زندگى او را فرا مىگيرد و احيا مىكند؛ كه خداوند فرمود: «و جعلنا من الماء كل شى حى»[١]
بجاست انسان براى ايجاد روحيه عشقبه خدا و غرورزدايى در خود كمى فكر كند و پاسخ سؤالات اول درس را از درون خود بشنود و بعد از مكّه خارج شود. آرى وقت وداع و خداحافظى است. وداع واژه تلخى است كه بايد با شيرينى اميد به رحمتالهى و بازگشت مجّدد، ادايش كنى.
[١] - انبيا، آيه ٣٠.