ميعاد نور - شريعت، محسن - الصفحة ٢٣٦
است تا كنترل شهوات و حالت تقوا به صورت ملكه راسخه در قلب انسان در آيد.
لذا چشمى كه نقش خانه معبود در مردمكش جاى گرفت روا نيست كه گذرگاه مناظر شيطانى ضد خدا گردد و خود را از تماشاى صحنههاى ناپسند نزد خدا پر سازد.
گوشى كه در آن مراكز حساس عبادت از همه جا نغمههاى آسمانى اذكار و تلاوت آيات قران شنيده است، كى روا باشد كه بار ديگر به پليدى آواى هوسانگيز مردان و زنان آلوده ملوّن گردد.
پايى كه قدم به مطاف كعبه و مسعى نهاد و بر عرفات و مشعر ايستاد، نه سزاوار است كه قدم به اماكن فساد و گناه بگذارد.
زبانى كه لبيك اجابت دعوت به خدا گفته است نبايد تا آخر عمرش لبيك پذيرش دعوت به شيطان بگويد.
آن لب و دهانى كه با حجرالاسود و اركان كعبه و مرقد نبوى تماس يافته است بايد قدر خود را بشناسد و هرگز به كلمات زشت و سخنان ركيك و ناپسند آشنا نشود.
راستى چه بىخبر از معنى عمره و زيارت است زن مسلمانى كه بعد از احرام و گفتن لبّيك اللهم لبّيك، بار ديگر از جامه عفت بيرونآمده و با كمال وقاحت در برابر مردان و جوانان جلوهگرى كند و در عينحال خود را خانم مكّهرفته و عمره بهجا آورده بداند.
آرى اين اعمال و زيارتها در نزد خداوند، ارزش بسيارى دارند كه اگر در زندگى به مشكل لاينحلى برخوردى و به چهكنم- چهكنم گرفتار شدى، مىتوانى خدا ر به آن طوافت قسم دهى و بگويى: خدايا به حرمت آن طوافى كه بر گرد خانهات كردم، مرا نجات بده.