ميعاد نور - شريعت، محسن - الصفحة ٧٢
چه افرادى تأمين كنم. بايد معرفت پيدا كنم. لذا امام صادق فرمود: اگر كسى يك شب سر به بالين بگذارد و امام زمانش را نشناسد و بميرد به مرگ جاهليت؛ يعنى ابولهبوار و ابوجهلوار مرده است.
راوى از اميرالمؤمنين (ع) سؤال كرد: ما ادنى ما يكون به الرجل ضالًا؟ (على جان پستترين مرحله گمراهى و ضلالت چيست؟) حضرت فرمودند:
ان لايعرف من امر اللّه بطاعة و فرض ولاية و جعله حجة فىارضه.[١]
پستترين مرحله گمراهى اين است كه انسان كسى را كه خداوند دستور به اطاعت از او داده و ولايت او را واجب كرده و حجت خود در روى زمين قرار داده نشناسد. لذا معرفت اهلبيت؛ يعنى معرفت رحمت خداوند؛ چرا كه اهلبيت منبع رحمت و لطف و كرامت خداوند هستند. بايد بدانيم اين عزيزان چه كسانى هستند براى چه در روى زمين قرار گرفتند و توقع آنان از ما چيست.
اصل دوم ارتباط با اهل بيت، عشق و محبت است. البته محبت و عشق تلاش زيادى نمىخواهد؛ همينكه با كمالات و زينتهاى اهل بيت آشنا شوى، اين زيبايى دل را خواهد ربود.
عشق مايه نمىخواهد. زيبايى را ببينيم عاشق مىشويم. حال عاشقى هم، حال عجيبى است. مدينه جاى عشقبازى با اهلبيت است؛ چون عاشق، هر آثارى از معشوق ببيند حالش دگرگون مىشود. عاشق به مدينه كه مىرسد دگرگون مىشود. اشك، او را مجال نمىدهد؛ چون آثار اهلبيت در مدينه است و اهلبيت در مدينه تنفس كردهاند و هواى مدينه معطر به عطر نفس اهلبيت
[١] - معانىالاخبار، ج ٢، ص ٢٩٥.