ميعاد نور - شريعت، محسن - الصفحة ٢٠٥
فرعون به ابراهيم التماس كرد كه از خداى خود بخواه كه دست من را به حالت اول برگرداند قول مىدهم كه چنين كارى تكرار نشود.
ابراهيم مجددا شفاى دست فرعون را تقاضا كرد و درخواست او پذيرفته شد معجزه ابراهيم در نظر فرعون بسيار جلوه كرد و دانست او مرد بزرگى است لذا دستور داد مقدمات حركت ابراهيم را آماده كنند لذا از در لطف و محبت با او برخورد كرد و هنگام حركت هم كنيزى را به ساره همسر ابراهيم بخشيد.
آن كنيز كه از سوى فرعون به ساره بخشيده شد هاجر نام داشت و يك برده سياه حبشى بود. زنى كه در نظام منحط آن زمان ارزش معادل صفر داشت. همچنان كه در ادامه داستان مىخوانيد با گذشت ايام آن كنيز حبشى و اسير مبدل به زنى شد كه نامش در تاريخ، فداكاريش قصه دوران و زندگيش الگوى بسيارى از مادران ايثارگر و زنان فرشته سيرت شد.
براى شما زائران دلپاك خانه خدا كه در هر گوشهاى از سرزمين مكّه و هر زاويهاى از زواياى خانه كعبه نقش و جلوهاى از هاجر مىبينيد لازم است قصه زندگى اين زن والا با تقوا را بدانيد.
حضرت ابراهيم به اتفاق همسرش ساره و كنيز همسرش هاجر و ديگر همراهان به سوى سرزمين شام حركت كرد تا در آن سرزمين به دور از ستم نمرود و فرعون و عارى از كينههاى جاهلانه بابليان و قبطيان زندگى خداگونه خود را شروع كند.
پس از طى مسافتى حضرت ابراهيم به سرزمين شام رسيد و در آنجا به ارشاد مردم پرداخت مردم آن سرزمين دسته دسته به سوى او مىآمدند و او نيز لحظهاى از انجام صحيح و اجراى دقيق