ميعاد نور - شريعت، محسن - الصفحة ١٥٧
زره به سركردگى «ابوسفيان و صفوان بنىاميه» از مكّه خارج شد و رو به مدينه نهاد. زنان قريش هم تحت رياست «هند» همسر ابوسفيان، با اين سپاه حركت كردند تا با حماسهسرايى و دايرههاى ضربگرفته، مردان را تحريك به جنگ كنند.
دستگاه اطلاعاتى مسلمانان فورا ماجرا به پيامبر اطلاع دادند. آن روز رسولخدا (ص) فورا مردم را در مسجد، جمع و با آنان مشورت كردند كه آيا در بيرون شهر مدينه با دشمن بجنگيم و يا بگذاريم دشمن وارد شهر شود و در داخل شهر با آنان درگير شويم. نظر اكثر مردم اين بود كه در خارج شهر مدينه در مقابل سپاه دشمن موضعگيرى كنند. لذا پيامبر اكرم رأى اكثريت را پذيرفت و قرار شد در خارج از شهر مدينه با دشمن روبرو شوند.
سپاه ٧٠٠ نفرى اسلام، روز شنبه هفتم شوال سال سوم هجرى، به منطقه احد رسيد و در دامنه شرقى كوه احد مستقر شد. بين سپاه اسلام و لشكر كفار تپهاى مرتفع به نام «جبل العينين» وجود داشت. پيامبر (ص) عبداللّه جبير را با پنجاه تيرانداز بر تنگه آن تپه گمارد و فرمود: براىما هر واقعهاى اتفاق افتاد؛ چهدرحال شكستباشيم وچه در حالفتح، «حتى اگر ديديد كركسها بر لاشههاىدشمن نشستهاند»، از جاى خود حركت نكنيد. مأموريت شما اين است كه سربازان دشمن را كه از پاى تپه قصد عبور و نفوذ دارند، با تير از پاى در آوريد. آنگاه پرچم رابه دست مصعببن عمير دادند و جنگ آغاز شد.
با اينكه نيروى سپاه كفر، چندينبرابر مسلمانان بود، لكن در نتيجه دلاورى مسلمين و فرماندهى خردمندانه رسول خدا (ص)، در آغاز جنگ، كفّار مغلوب شدند و پا به فرار گذاشتند. سربازان مأمور از