ميعاد نور - شريعت، محسن - الصفحة ٨٩
راوى از امام صادق (ع) در خصوص باطن ميقات سؤال مىكند: به چه علت رسولاللّه از شجره احرام بست و مكان ديگرى را براى اين امر انتخاب نفرمود؟
حضرت چنين توضيح داد: رسولاكرم در حركت سماوى و سير الهى معراج خود به حقيقتى رسيدند كه محاذى آن شجره بود و از طرف ديگر هم، فرشتههاىآسمان تا بيتالمعمور به استقبال پيامبر (ص) آمده بودند و به محاذات با مواقيت متعددى غير از شجره قرار گرفتهبودند. وقتى رسولاللّه (ص) در محاذات شجره قرار گرفتند، هاتف غيبى ندا سر داد و حضرت را مخاطب ساخت: آيا اينگونه نبود كه يتيم بودى و خداوند تو را پناه داد؟ آيا اينگونه نبود كه گمشده بودى و با هدايت مستقيم الهى هدايت شدى؟ و اينجا بود كه در همان مكان شجره، رسولاللّه تلبيه معروف را ايراد فرمود كه: «ان الحمد و النعمه لك و الملك لا شريك لك لبيك». به همين جهت پيامبر از شجره مُحرم شدند.[١]
|
راهب معبد بهارانم |
مومن معجزات بارانم |
|
|
عاشق آسمان و مهتابم |
دوستدار ترانه آبم |
|
|
بنده طلعت نكورويان |
بسته طرّه سيه مويان |
|
|
گرچه دانم كه بى سروپايم |
عزم كردم كه سوى تو آيم |
|
|
همچو مستان و بى سر و دستان |
مىروم تا حريم تاكستان |
|
|
كز مى و باده كار بگذشتهست |
كار از افزون خم فزون گشتهست |
|
|
زير يك شاخه پر گل بادام |
مىنشينم به بستن احرام |
|
|
همچو خرما كه دانه مىبندد |
عشق در دل جوانه مىبندد |
|
[١] - بحار الانوار، ج ٩.