ميعاد نور - شريعت، محسن - الصفحة ٨٢
حرام معرفى مىكند. بديهى است اين گونه عقايد با آيات قرآن مجيد و روايات پيامبر اكرم (ص) و اهل بيت (ع) در تضاد است.
وهابيان اعمال خود را دعوت به توحيد خالص مىخوانند اما با كمى تأمل معلوم مىشود كه ستون فقرات وهابيت راهاندازى جنگ روانى و تشكيك و وسوسه بين مسلمين و از بين بردن آثار اسلامى است. آنان شفاعت و زيارت و دعاو توسل را تحريم كردهاند.
آنان توسل به مردگان را هر چند داراى منزلت باشند، جايز ندانسته و به گفته محمدبن عبدالوهاب استناد مىكنند كه گفته است اين توسلات توسل به معدوم است و گاهى هم به گفته ابنتيميه استناد مىكنند. ابن تيميه در قرن هفتم مىزيسته و آرايى بر خلاف عموم فرقههاى اسلامى اظهار مىداشت و عقايد او اساس معتقدات وهابيان راتشكيل داده است. او معتقد بود توسل شرك است و در خطابههايش به طور صريح مىگفت: «من توسل باالنبى فقد كفر»؛ هر كس به پيامبر متوسل شود، كافر است.
آنان همچنين زيارت قبور و حتى قبور انبيا و اولياى الهى را حرام دانسته و شرك مىدانند. لذا در سال ١٣٤٤ ه وهابيون پس از اشغال مكّه به سوى مدينه حركت كردند و پس از محاصره شهر و جنگ با مأمورين دولت عثمانى و مدافعان وارد شهر شدند و بر اساس اين اعتقاد پوچ، گنبد و بارگاه ائمه بقيع و ابراهيم فرزند پيامبر و زنان پيامبر را تخريب نمودند.
البته بطلان اين طرز تفكر بديهى است چون زيارت قبور اهلبيت و دعا در كنار آنها، يكى از ابزارهاى ابراز عشق ومحبت است كه در بنيادهاى اعتقادى و زير ساختهاى فرهنگى تفكر اسلامى، به ويژه