ميعاد نور - شريعت، محسن - الصفحة ٢٢٨
كرد: «ارِنا مناسكنا»؛ مناسك را به ما بياموز. لذا در همان روز جبرئيل آمد و مراسم و مناسك حج را به او آموخت.
ابراهيم و اسماعيل بر اساس آنچه از جبرئيل آموخته بودند مراسم حج را در ماه ذىالحجه انجام دادند و به دور خانه طواف كردند. سپس خداوند فرمود:
«اذّن فىالناس بالحج يا توك رجالًا و على كل ضامر ياتين من كل فّج عميق ليشهدوا منافع لهم»[١]
اعلام كن در بين مردم كه براى انجام مناسك حج، سواره و پياده (به خانه خدا) بيايند. ولو از هر جا و راههاى بسيار دور تا در آنجا منافع آن را براى خود فراهم ببينند.
ابراهيم دست به سوى آسمان بلند كرد و گفت: خدايا صداى من به همه مردم و دورانهاى آينده نمىرسد، چگونه مىتوانم اين دعوت را به آنها برسانم؟
لحظهاىگذشت. سپس از آسمان پاسخآمد: تو همگانرا به حج و طواف اين خانه دعوت كن كه صدا كردن از تو و رسانيدن صداى تو به چهارگوشه جهان و براى همه دورانها از ما. ما چنان بانگ و صداى تو را به گوش جهانيان مىرسانيم تا آنهايى كه در صلب پدران و رحم مادران خود هستند صداىتو را كه نداى حقاست بشنوند. ابراهيم روى سنگى كه ايستاده بود و خانه را ساخته بود ايستاد و فرياد زد «هلموا الى الحج، هلموا الى الحج»؛ بشتابيد به حج، بشتابيد به حج.
بهاذن الهى سنگىكه ابراهيم رويش ايستاده بود نرم شد و جا پاى ابراهيم بر روى آن نقش بست و اكنون آن سنگ، همين مقامابراهيم
[١] - حج، آيه ٢٧.