ميعاد نور - شريعت، محسن - الصفحة ١٥
پيش نوشتار
كعبه يك سنگ نشان است كه ره گم نشود
حاجى، احرام دگر بند ببين يار كجاست
در آستانه زيارت خانه خداييم
سفرى بايد و هجرتى و تحولى و گشودن بند عادت از پاى روزمرهگى زندگى كه براى ما تبديل به يك حركت دورى شده است آن هم دور باطل؛ آمد و رفت شب و روزهاى تكرارى و بيهوده، خوردن براى زندگى، زندگى براى خوردن و روانى آن چنان سردرگم و به هم ريخته كه حركتمان را كُند و چه بسا متوقف كرده است.
و امروز دعوت او و آهنگ ما، عصيانى است بر اين وضعيت ناهنجار و بيرون رفتن از نوسانات ترديد و دور باطل. اين سفر باز مىكند اين كلاف سر در گم و ايندايره بستهرا. اين سفر ما را از زندگى حيوانى به مقام رفيع انسانى اوج مىدهد و به اصل خويش باز مىگرداند. زنگارها را از قلبمان مىزدايد و دلمان، آيينه نور مىشود. اينسفر نه تنها كوير تفتيدهدل را سيراب مىكند، بلكه چشمهسارهاى عرفان و معنويت را در آن جارى مىسازد. در اين سفر است كه فرشتهنور، ديو ظلمت را از سرزمين وجودمان بيرون مىكند.