مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٩٦
در تعبير و در قاموس اينان، «آدم ارزشى» يعنى آدم احمق، يعنى كسىكه دودوتا چهارتا سرش نمىشود و الّا اگر سرش بشود نمىگويد من با اين نيرو چگونه در مقابل كسى با نيروى چندين برابر بايستم و اگر هم قبلا ايستادم اكنون بگويم اصلا سوءتفاهم و غيرعادى بوده و سوءتفاهم را حل مىكنيم.
گفتند «نسبيت» و «لذّت»، مهمّ است نه «اصول» و «اصولگرايى»؛ بنابراين پايان تاريخ، «جامعه درست» و «مدينه فاضله»، اينها همه، نادرست است. اين را گفتند براى اينكه جبهه ارزشها و انقلابيون دنيا خلع سلاح شود و انقلابيون بگويند:
عجب! پس ما ديوانه بوديم كه شعارهايى داديم و مىگفتيم بهپاى اين شعارها شهيد مىشويم و آنان كه قبل از ما شهيد شدند يك مشت بچههايى بودند كه مشكل مغزى داشتند!!!
مىبينيد كه ارباب دنيا تحت شعار نسبيّت، نسبىگرايى و مشكوك كردن همهچيز، جنايت، استثمار و ستم جهانى را توجيه كردند. گفتند: آقا همهچيز مشكوك است، همهچيز شخصى است. تو مىگويى حقيقت است بسيار خوب! براى تو حقيقت است ولى براى من معلوم نيست كه حقيقت باشد پس هيچ حقيقت قطعى بين الأذهانى عمومى وجود ندارد كه بخواهيم بر آن توافق كنيم.
هيچ حقيقت صددرصدى وجود ندارد كه بتوان بهپاى آن ايستاد. همهچيز نسبى است؛ همهچيز مشكوك است. متأسفانه عدّهاى از انقلابيون هم كه پير شدند و يا چرب و شيرين دنيا زير زبانشان مزه مىكند، مىبينند كه اگر آدم از نوع انقلابىهاى سازشكار و نسبىگرا شود مثل اينكه مزهاش بيشتر است تا انقلابى از نوع رجايى!
به دو شيوه مىتوان در حكومت ماند و در حكومت اسلامى، مسئوليت