مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٤٣

مهدى (عج)، كوچك نيست، حال اين مقدار هرچه مى‌خواهد باشد. نمى‌گويد ما كارى واجب‌تر از «حقوق مردم» داريم!! مى‌گويد هيچ‌كارى واجب‌تر از احقاق حقّ، ولو كوچك‌ترين حقّ براى عادى‌ترين فرد، نيست زيرا اصولا من براى رساندن همين حقوق به صاحبانش آمده‌ام و كارى واجب‌تر از احقاق حقوق در دنيا ندارم، هيچ حقّى در نظر او كوچك نيست و انقلاب او، درواقع، انقلاب مردم است. كودتا نيست. كار حضرت حجت (عج) يك انقلاب به‌معنى واقعى «مردمى» و با رهبرى صالح و تمام‌عيار است.

البته، در عين‌حال، روايات مى‌گويند: «ما هو الّا السّيف و الموت تحت ظلّ السّيف». در برابر مافياى قدرت و ثروت جهان، پيام مهدى (عج) جز سلاح و شمشير، جز آهن و فولاد و مرگ زير سايه شمشير نخواهد بود. پس مهدى (عج) دو چهره دارد، چون دو مخاطب دارد. يك چهره در برابر مافياى ستم جهانى است كه با آنها جز با زبان سلاح و از لوله سلاح و از تيغ شمشير سخن نخواهد گفت و حتى در روايت است كه از آنها توبه هم نخواهد پذيرفت، زيرا ديگر دوران موعظه و توبه آنها پايان يافته و به‌اندازه كافى دو، سه هزار سال بحث شده و هزاران سال است كه از آنها خواسته مى‌شود كه توبه كنند و ديگر آن‌موقع، وقت توبه گرفتن نيست، بلكه وقت عمل به وعده‌هايى است كه همه انبيا عليهم السّلام قبلا داده‌اند و حال بايد عمل بشود، اما چهره دومى هم هست كه مهدى (عج) با توده‌هاى مردم، با همه بشريّت و با انسانهاى مظلوم و محروم چنان متواضع است كه گويى با دست خود- اين عين روايت است- عسل در دهان محرومان جهان مى‌نهد. تعبير نمادين كه در روايت آمده، در عين‌حال، واقعى است و درواقع، تيپ برخورد حضرت حجت (عج) با توده‌هاى مردم را نشان مى‌دهد و اين چهره ديگر