مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ١٥

است كه همه اتوپياها را با تقليد ناقص و غلط از او، خواستند در دنيا بسازند. اگر اين وسط، نظريه‌اى هم براساس استقرا به‌وجود آمده باشد اتّفاقا نظريه «ردّ مهدويّت» است يعنى نمى‌توانيد بگوييد كه چون تا حال نيامده است پس از اين هم نخواهد آمد!! استنتاج عقيم، همين است. اگر هم استقرا، عقيم است، همين جاست. شما استقرا مى‌كنيد كه چون تابه‌حال، منتظر مهدى (عج) بودند و نيامده است پس بعد از اين نيز نخواهد آمد. اين چه استدلال منطقى است؟ اين از آن بدوى‌ترين استدلالهاست كه اتّفاقا يك دزدگير هم روى آن نصب شده و هر كس به‌طرف اين استدلال آمده كه «چون تابه‌حال، عدالت جهانى اجرا نشده، بعد از اين هم نخواهد شد»، معلوم شده كه مى‌خواهد كلاه ملتهاى عدالت‌خواه را بردارد كه چون قبلا روى عدالت را نديدند بهتر است در آينده هم نبينند و بهتر است كه منتظر آن ننشينند و از آينده، مأيوس باشند. چون اگر آنها مأيوس باشند بهترين فرصت براى خدايان ريز و درشتى است كه امروز بر دنيا بى‌خيال، حكومت مى‌كنند.

نكته ديگر اين‌كه چون انتظار مهدى، يك انتظار مثبت و فعّال است و نه انتظار منفى و انفعالى به معنى وادادگى، بنابراين انتظار مهدى هيچ منافاتى با مهندسى اجتماعى و اصلاحى و نيز با تحولات انقلابى راديكال و قهرآميز براى تكامل جامعه و براى اجراى عدالت نسبى قبل از ظهور مهدى ندارد، زيرا صحيح است كه دوران او دوران «عدالت مطلق» است ولى قبل از او نيز دوران «قيام براى عدالت هرچه بيشتر»، يعنى عدالت اما «نسبى» است و اين عقيده به «قضاوقدر» و اميد نجات و فلسفه الهى براى تاريخ، قايل شدن، در فرهنگ اسلامى به‌گونه‌اى است كه سدّ راه «عمل صالح» ما، سدّ راه جهاد، فكر، خلّاقيت، آزادى و عمل‌گرايى‌