مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٩

مصاحبه‌اش با اشپيگل مى‌گويد از مدينه فاضله و عدالت جهانى ديگر حرف نزنيد، اينها خزعبلات است، زيرا مدينه فاضله و سقف تاريخ، همين جامعه ايالات متحده امريكاست، جامعه‌اى كه بزرگ‌ترين منبع درآمدش، سلاحهاى كشتار جمعى شيميايى، هسته‌اى، ميكروبى و «هاليوودى» است. يعنى سكس، خشونت و مواد مخدّر بزرگ‌ترين منبع درآمد ملّى ايالات متحده است و اين، مدينه فاضله و پايان تاريخ است. دنبال كدام پايان براى تاريخ هستيم؟! اين فكر و تئورى نظام ليبرال سرمايه‌دارى القا مى‌كند كه نظام ليبرال سرمايه‌دارى، پايان تاريخ است و مهدى (عج)، دروغ است و انتظار عدالت، انتظار عبثى است و جهان، سر و ته معقولى ندارد و تاريخ، اصولا جهت و غايتى ندارد و خلاصه شما را سر كار گذاشته‌اند و اصلا عدالت، امرى مهمل در اين فرهنگ است. پس هركس له شد، شد و هركس هرچه كرد، كرد. تقدير شما مستضعفان عالم را در مراكز سرمايه و ستم مى‌نويسند و هيچ‌كس در كنار شما نيست. شما محرومان دنيا تنهاييد. مبادا خيالات برتان دارد كه مهدى (عج)، خواهد آمد و بايد زمينه را آماده كنيم و بايد به سمت عدالت حركت كنيم تا او بيايد!! مهدى (عج) دروغ تاريخى است و شما برده‌ها بايد به همين زنجيرهايى كه به گردن شما انداخته‌ايم افتخار بكنيد. اين ايدئولوژى ليبرال سرمايه‌دارى است كه نه فقط با انتظار عدالت، بلكه با مفهوم عدالت هم مخالف است، آنان «حقّ و ذى‌حقّ» را صرفا امور قراردادى مى‌دانند و نسبت به هرگونه داورى ارزشى در خصوص جهت جهان و اين‌كه جهان، جهت و غايتى دارد، آلرژى دارند و هرنوع داورى ارزشى را در اين خصوص رد مى‌كنند و يكى، دو قرن است كه سعى كردند اصلا عقربه قطب‌نماى تاريخ را از جا بكنند كه يعنى ببينيد تاريخ به سمت خاصى در حركت نيست و پشت جامعه جهانى و