مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٤٨
الهيات هم بكلّى عقيم كرد و بعد در حوزه اخلاق نيز دستوپاى عقل را بريدند و عقل، فقط «عقل ابزارى» شد يعنى از سه رده عقل و عقلانيّت، آنان تنها مرتبه سوم عقل را قبول دارند، حال آنكه در فرهنگ اسلام، هرسه سطح عقل و عقلانيّت، معتبر است. يعنى اولا در مقام جهانشناسى، خداشناسى، توحيد و الهيات، عقل مىتواند به نتايجى روشن برسد و به كمك وحى و در مواردى مستقلا، ادراكاتى قطعى داشته باشد. (برخلاف آنچه كانت مىگويد) و ثانيا عقل در حوزه ارزشهاى اخلاقى نيز اجمالا معتبر است و ارزشها، قابل استدلال عقلى و نقلى و قابل درك عقلانى هستند يعنى ملاك دارند و ثالثا عقل در حوزه عقل ابزارى و عقل معاش كاملا معتبر است، پس عقلانيّت ابزارى و عقل معاش نيز در ديدگاه اسلام كاملا حسّاس و مهمّ است و هركس گمان كند كه اسلام، مخالف عقل ابزارى و عقل معاش است، خطا مىكند. افسوس كه فرصت نيست تا آيات و رواياتى را براى شما قرائت كنم كه عقلانيّت ابزارى و همين عقل معاش دنيوى يعنى عقل زندگى اعم از عقلانيّت اقتصادى و عقلانيّت مديريتى را گرامى مىدارد و تشويق مىكند و بر آن اهتمام و تأكيد مىورزد. البته، عقل معاش بايد در طول عقل معاد قرار گيرد يعنى عقلانيّت ابزارى بايد در تداوم عقلانيّت توحيدى و عقلانيّت ارزشى باشد و فرق عقل ابزارى در اسلام، با عقل ابزارى در فرهنگ مادّى غرب، در همين است كه عقل معاش در تداوم عقل معاد و مبتنى بر عقلانيّتهاى بنيادين معرفتى و اخلاقى و لذا توأم با معنويت و عدالتخواهى و رعايت همه حقوق و تكاليف است و عقل ابزارى در خدمت نفسانيت، قرار نمىگيرد و الّا اسلام، در ضرورت عقل ابزارى، مخالفتى با غرب ندارد.
پس مهدى (عج)، سطح عقلانيّت جامعه را در هرسه حوزه، رشد مىدهد و