مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب

مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ١٠١

روستاى عراقى چند گونى نان خشكيده كپك‌زده پيدا كردند و هر صد متر، پشت خاكريزها، مقدارى ريختند و آب هم نبود، و از گله گاوى از مردم عراقى كه پخش‌وپلا بودند، بعضى بچه‌ها شير دوشيدند تا ته قمقمه هركسى دو قورت شير باشد و از گرسنگى، ضعف نكنند و بتوانند سرپا بايستند و گلوله‌اى شليك كنند، در اين شرايط بچه‌ها گاهى پشت پيراهنهايشان چيزهايى به شوخى يا جدّى مى‌نوشتند مثلا «ورود هرگونه تير و تركش ممنوع»؛ يكى از بچه‌ها كه همان‌جا شهيد شد و جنازه‌اش هم ماند، پشت پيراهن خود نوشته بود: «انقلاب ما پشت مرزها منتظر ويزا نمى‌ماند»، ببين يك بچه دهاتى بسيجى پشت پيراهنش در شرق دجله چه مى‌نويسد؟! من همانجا به رفقا و بچه‌ها گفتم كه اين جوان دهاتى اين‌جا و اكنون به نمايندگى از همه بشريّت مى‌جنگد. او كه مى‌نويسد من منتظر ويزا نمى‌مانم يعنى من براى همه بشريّت مى‌جنگم نه براى يك تكه خاك!! يعنى انقلاب ما متعلق به همه انسانها در دنياست. استكبار جهانى به درستى دانسته كه اين فرهنگ بايد از ريشه درآيد و خشك شود. براى اين‌كه از اين فرهنگ، همان مسيانيزم و فتوريزم، توجيه مى‌شود، اما در خارج از اين فرهنگ- كه آنها آن را فرهنگ غير عقلانى مى‌نامند و گرايشى به توجيه ندارد- واقعا هم اين منطق، ديوانگى است، يعنى براساس معيارهاى اصالت «لذّت» و اصالت «سود»، اينها عين ديوانگى است. بعضى مى‌پرسند كه سيّد الشّهدا عليه السّلام در كربلا بالاخره عاشق بود يا عاقل؟ معمولا مى‌گويند ايشان عاشق بود و كار ايشان عاقلانه نبود، در حالى‌كه اگر ملاك عقلانيّت، ملاك سرمايه‌دارى است و اگر عاقل، «سرمايه‌دار يهود» است آرى، اما اگر ملاك، شيطنت و نفسانيت نباشد امام حسين عليه السّلام، عاقل بود، از نوع عقلانيّتى كه انبيا تعريف كردند. امام حسين عليه السّلام همان‌قدر كه عاشق‌