مهدى (عج) ده انقلاب در يك انقلاب - رحيم پور ازغدى، حسن - الصفحة ٢٤
بهكار رفته، در قيام مهدى (عج)، براى نخستينبار در سطح جهان، در خدمت عدالت، حقوق بشر، معنويت و آزادى درخواهد آمد. جنگ مهدى (عج)، فصل الخطاب تاريخ است و جنگ واقعا بين سياه و سفيد است، ديگر خاكسترى نداريم. خاكسترىها يا سياه خواهند شد يا سفيد!!
وقتى آن قيام آغاز شود، همه مجبور به انتخاب مىشوند. دوره نفاق، ريا و دودوزهبازى پايان خواهد يافت. جنگى برقآسا و ضربهاى غير قابل پيشبينى است كه همه دفاعهاى كلاسيك قدرتهاى جهان را از هم مىپاشد، ابداع جهانى تازه است، گرچه نه از اساس، تازه، اما به هرحال، جهانى تازه و جديد است. جهانى است كه براساس حقوق و كرامت الهى انسان، شكل خواهد گرفت و اين گفتمان حتما نمىتواند گفتمانى مردّد، پوزشطلبانه و آماده عقبنشينى باشد. اينها را مىخواهيد مطلقگرايى آرمان شهرى يا هرچيز ديگرى بناميد، ما با اسم آن كارى نداريم. آنچه مهمّ است همان است كه بايد آن را «مانيفست تحوّل در دنيا» ناميد كه حتما يك چك بىمحل نيست.
اين وعدههايى كه راجع به مهدى (عج) داده شده، چك بىمحل نيست! ايدئولوژىهاى بشرى اگر از «اتوپيا» حرف زدند، از افلاطون تا توماسمور، كامپانلا و فرانسيسبيكن، هركس از مدينه فاضله در غرب و در دنيا حرفى زده، همه از نوع نمونه انتزاعى «وبرى» و تيپ ايدهآل او بودهاند، زيرا همه آنها با مصالح و امكانات عادى بشرى سنجيده مىشوند، اما مهدويّت، ارتباط با خزاين غيب جهان و با عقلانيّت پنهان عالم است. مهدى (عج) فقط جان جهان نيست، بلكه عقل جهان نيز هست. يد اللّه با دست بشر فرق مىكند و اينها به يك اندازه نيروى پرتاب ندارند، لذا جامعه مهدوى، «ناكجاآباد» نيست، «همهجاآباد» است. يك